پیام سپاهان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ایمان عظیمی| استفاده از کارت فوتبال برای ابراز مخالفت در برابر دولتها سابقهای طولانی ندارد و متأسفانه باید گفت ایران در این زمینه سرآمد باقی نقاط دنیاست. بحث بر سر سیاسی بودن یا نبودن ورزش، خاصه فوتبال کاری لغو و بیهوده است، زیرا همه آنهایی که از حداقل ظرفیت مغز خویش بهره میبرند و افراد صادقی هستند بهخوبی میدانند این بازی مانند هر پدیده پرمخاطب و پولسازی نمیتواند نسبتی دور با مباحث نظری و انتزاعی نظیر سیاست و اقتصاد سیاسی نداشته باشد و بهسادگی از کنار آن عبور کند. صنعت - و نه هنر فوتبال - بهمثابه سلاحی در دستان نهچندان تمیز قدرتهای قاهر در جنگ نرم با دیگریشان عمل میکند و هرجا که نیاز باشد از غلاف بیرون میآید و نوکتیز شمشیر را به سمت هر چیز و هرکس که فکر کند میتواند پاشنه آشیل یا حتی نقطه قوت به نظر برسد نشانه میگیرد. مجموعه فدراسیون کشتی در مسابقات جهانی و المپیک همواره امیدآفرین بوده و از پس فتح مرتفعترین قلهها برآمده است. این روند در سالهای اخیر نهتنها قطع نشده، بلکه با سرعت و شتابی بیشازپیش، مأموریت بالا بردن پرچم ایران را یکی پس از دیگری به سرانجامی خوش رسانده است. از آن طرف، فوتبال ملی ما به دلیل شرایط سخت آمادهسازی در تورنمنتهای مختلف به موفقیتهای درخور نام ایران دست پیدا نکرده، اما چه در میدان مسابقه موفق باشیم و چه با سری افکنده زمین را ترک کنیم، دشمن در میان بازیهای رسانهای خود از راهبردی ثابت با تاکتیکهای متغیر بهره میبرد تا هرطور شده از تیمهای ملی ما «ایرانیزدایی» کند؛ بهطوری که هر برد را کماهمیت و هر باخت را با اهمیتی که به قواره آن نمیآید ضریب میدهد تا با ایستادن در جای امن قضیه بتواند سر مخاطبش شیره بمالد.
در این میان بعضی از منتقدان دلسوز و تخریبگران فرصتطلب هم آگاهانه یا ناآگاهانه دمبهدم این جریان خطرناک و ایرانستیز داده و از آب گلآلود برای بازدید و سابسکرایبر بیشتر از کانال یوتیوبی ماهی میگیرند.برنامه فوتبال ۳۶۰ همچون ۹۰ در روزهای پایانی پخش خود روند ناصوابی را به اسم نقد عملکرد تیم ملی در پیش گرفته و در این زمینه به دیگر برنامههای اصلی و متفرقه هم خوراک میدهد. انتقاد حق هر گروه، فرد و دستهای است و هیچکس نمیتواند با دهنکجی از کنار اتفاقاتی که پیش رویش میافتد با بیتفاوتی بگذرد، اما اگر این مهم بدون درنظرگرفتن امر ملی و صرفاً برای عقدهگشایی و بهچشمآمدن نزد چتباتها و آدمهای گوشت، پوست و استخواندار باشد که روحشان را به شیطان فروختهاند آن وقت دیگر مسئله بهکلی فرق میکند.
شما مدعیالعموم نیستی آقای فردوسیپور!
در فروردینماه 1402 بود که عادل فردوسیپور پس از هفت ماه جلوی دوربین آمد و با علیرضا جهانبخش بهصورت تصویری به گفتوگو پرداخت، دوربین در همان ابتدای مصاحبه، از مجری و تهیهکننده برنامه 90 با نمای مدیوم کلوز پذیرایی کرد تا صمیمیت کنترلشده سوژه با مخاطب را به فعلیت برساند. او با چشمانی اشکبار، بهشکلی کلی و بیسروته جملاتی را در تعریف و تمجید از جوانان و امیدهای نسل آینده بر زبان آورد تا بتواند ضمن به دست آوردن دل آنها مجوز کارش در فضای مجازی را تمدید کند تا عملاً مهر تاییدی بر دروغ فعالیت بیقیدوشرط در فضای مجازی بزند، زیرا آدمی هرکجا که باشد باید از یکسری قواعد محسوس و نامحسوس پیروی کند و فردوسیپور و تیمش هم از این قاعده مستثنی نیستند. مسئله اما در مورد کار او در یوتیوب کمی متفاوت است. اینجا مجوز مکتوب جایش را به پیروی از ترندها و موجسواریها داده، بهنحوی که ممکن است در این میان معنای واژهها و مفاهیم 180 درجه با تغییر مواجه شوند. بر همین اساس، دست برنامهساز اگر بر مبنای اصول اخلاقی و ارزشی تغییرناپذیر حرکت نکند، خیلی راحت در بزنگاهها رو شده و آبرویش پیش دادگاه افکار عمومی آگاه و آنها- که تمایلی به پیروی از ترندها ندارند- میرود.
فردوسیپور در آن برنامه کذایی که میزانسنش به بازجویی بازپرس از سرکرده باندی تبهکار شباهت داشت، بازیکن تیم ملی را صرفاً بهخاطر شادی پس از گل و شرکت در مراسم رئیسجمهور وقت توبیخ کرد و از او خواست هرطور شده از کاربرانش - و نه مردم عادی - عذرخواهی کند! اتفاقی که در هیچجای دنیا نمیافتد و کسی هم پیگیر اظهارنظر فلان فوتبالیست یا بهمان هنرپیشه در امور سیاسی نمیشود. البته این به معنای آن نیست که فوتبال و فوتبالیست را بهعنوان پدیدههایی ذاتاً سیاسی در نظر نگیریم، اما دوستداران دنیای آزاد همچون فردوسیپور که مدام در مورد لزوم جدایی سیاست از روح ورزش حرف میزنند باید در اینجا از امثال «گری لینهکر» یاد بگیرند که هیچوقت دست روی شکافهای موجود میان ملت و دولت نگذاشتهاند. فوتبال ۳۶۰ علیالقاعده برنامهای در مورد فوتبال است، اما مانند 90 در سالهای پایانی علاقهای برای روایت اتفاقات درون مستطیل سبز ندارد و حاشیه را به هر اصلی ترجیح میدهد. درنهایت باید گفت اگر فوتبال سیاسی نیست، پس چرا آن را به چشم ابزاری برای مخالفت با دولت میبینیم، اما جرم مشهود آمریکا و اسرائیل در حمله به ایرانیان و به شهادت رساندن از افراد نظامی و مسئولان ردهبالا گرفته تا مردم عادی را نمیبینیم و حتی یک تسلیت عادی را از مردمی که برای وطن جان دادهاند؛ از خانوادههای ایشان دریغ میکنیم؟ چرا اگر بر اساس استنباط و قضاوت شخصیمان طرف محکوم ماجرا جمهوری اسلامی باشد از هیچتلاشی برای لگدزدن به حکومت دریغ نمیکنیم، اما در برابر شیاطین انساننمایی چون ترامپ و نتانیاهو حتی دستبهعصا هم وارد صحنه نمیشویم؟
برنامه فوتبالی را با کشتی چهکار؟
قرعهکشی جام جهانی است. ایران تازه چند صباحی است که از فضای جنگ تحمیلی دوازدهروزه خارج شده و جنگی بزرگتر در پیش دارد. یاران فردوسیپور در قسمت صدوچهلویکم پادکست فوتبال 360 به تحلیل گروه ما در جام جهانی میپردازند که یکمرتبه بحث عدم علاقه مردم آمریکا به فوتبال پیش کشیده میشود. مجتبی هاشمی توضیح میدهد این بازی ورزش نخست ایالات متحده نیست، ولی کشتی با نام ایران و روسیه شناخته میشود. تا اینجای کار مشکلی متوجه تیم پادکست فوتبال 360 نیست، اما در ادامه خوشمزگی فرد پیرانهسر جمع گل میکند و میگوید آمریکاییها دیوید تیلور را زیاد نمیشناسند، اما ما رقیب مستقیمش را که مدام به او میبازد خوب میشناسیم! هاشمی، آدم کمهوشی نیست که نداند این جمله را باید کجا به کار ببرد، اما او به حسن یزدانی کنایه میزند تا نتایج درخشان تیم ملی کشتی و اعتباری را که ایران به این ورزش میدهد توأم با یکدیگر لگدمال کند، چون مخاطب باید به این نتیجه برسد که کشتی ما با وجود سابقه قهرمانیهای متعدد در سطح جهان در مقابل آمریکایی که چندان اهمیتی برای این ورزش قائل نمیشود حرفی برای گفتن ندارد. چند دقیقه بعد، یکی دیگر از بهاصطلاح کارشناسان پادکست 360 از تلویزیون گلایه میکند که رسانه باید بهخاطر ناسزای خداداد عزیزی خطاب به ترامپ از مردم ایران عذرخواهی کند، چون این رفتار در هیچجای دنیا سابقه ندارد. با مروری بر تلویزیونهای رسمی و دولتی کشورهای دیگر میتوان مثالهای نقض فراوانی را در رد این ادعا پیدا کرد، اما آیا حتی فحش به ترامپی که در آن زمان حامی پشتپرده حمله نظامی به ایران بود و حتی در برههای دستور حمله جنگندههای B2 به مراکز هستهای را صادر کرد از نظر همراهان تهیهکننده اسبق فوتبال 120 جای ایراد و اشکال دارد؟ اگر اشکال دارد پس چرا فردوسیپور هنگام گزارش زنده بازی بارسا از تلفظ اسم مدافع فرانسوی این تیم - که ترجمه جالبی به فارسی ندارد - ذوقزده میشود و خبری از عذرخواهی به هیچ مرجعی و جامعه هدفی هم درکار نیست؟
وقتی یک مساوی پرده از واقعیت صحنه کنار میزند
پس از بازی نهچندان رضایتبخش ایران در برابر نیوزیلند، فردوسیپور شمشیر از رو بست و با گرفتن چهره منتقد سختگیر و دلسوز به خود، بازیکنان و کادر فنی را با همان ادبیات همیشگیاش نواخت و گفت که یاران امیر قلعهنویی چندان هم از این نتیجه ناراضی نبودند! همه اینها در حالی بود که سالها پیش، پس از بازی ضعیف مقابل بوسنی در جام جهانی 2014 هیچنقدی را متوجه کیروش و عملکردش نکرد. وضعیت کشور در آن ایام عادی بود و انتظار میرفت تیم ملی با مساوی در برابر نیجریه و گذشتن از سد بوسنی بتواند بهعنوان تیم دوم به مرحله حذفی صعود کند. وضعیت در جام جهانی 2026 اما بهگونه دیگری رقم خورد. هیچ تیمی حاضر به بازی تدارکاتی با ایران نشد و تیم بدون اردوی آمادگی مناسب راهی جام جهانی شد تا با ویزای ساعتی موقعیت بدی را در آمریکا تجربه کند. هیچکدام از این موارد به چشم فردوسیپور و تیمش نیامد تا با آگراندیسمان قضیه از نظر کاربران فوتبال 360 مساوی جلوی نیوزیلند پایان ماجرای ایران و قلعهنویی در جام جهانی فهم شود؛ اتفاقی که خوشبختانه رقم نخورد.
انتقاد جزء حقوق حقه تو نیست
انتقاد از تیم ملی حق کسی است که بدون حب و بغض در مورد ایران نظر میدهد نه آن فرد یا گروهی که بهخاطر مشکل شخصی با مدیران رسانه، منافع ملی را فدای توجه به منافع شخصی میکند، پس انتقاد به عملکرد بازیکنان ایران در مستطیل سبز چندان به عملکرد چند سال اخیر فردوسیپور و دوستانش در رسانههای مختلف یوتیوبی و پلتفرمی نظیر جیمیجام - که نسخه بدون خط قرمز 360 است و هیچ ابایی از توهین به بازیکنان تیم ملی ندارد - نمیآید. اگر همین نتایج را مربی موردعلاقهاش به دست میآورد با او در میدان آزادی دور افتخار میزد، اما چون با سرمربی حال حاضر ایران رابطه خوبی ندارد، خوبیاش را نمیگوید و مشکلات آن را ضرب در هزار بازتاب میدهد. در بازی با بلژیک ما خوب بودیم، حتی بهتر از بازی با اسپانیا و آرژانتین عمل کردیم، ولی آنها که به دلیل شکست حداقلی در برابر این دو تیم مردم را وادار به خوشحالی خیابانی کردند اکنون با ضعیف جلوهدادن شیاطین سرخ اروپا (لقب بلژیک) کار بزرگ قلعهنویی و بازیکنان باتجربهاش را زیر سؤال میبرند! کاپیتان تیم 360 میداند چه زمانی لب به سخن باز کند تا حواریون فضای مجازی به پیرویاش گریبان چاک دهند. در این سالها نقدی نبوده که متوجه فردوسیپور و کارویژه رسانهایاش نشده باشد، اما او وقتی در مواجهه با آنها گارد میگیرد که یک طرف ماجرا محمدحسین میثاقی باشد تا به این واسطه هم حرفش بهعنوان موضعی متفاوت در برابر ساختارهای رسمی فهم شود و هم حساب خود را با شاگرد سابق تسویه کند. اینجا دیگر ایران، تیم ملی، آگاهی جمعی و... محلی از اعراب ندارد و مسئله کاملاً شخصی است.
از شما بعید بود آقا پیروز
پیروز قربانی یکی از عقلای فوتبال ایران در میان مربیان لیگ برتر است. او نهتنها خوب حرف میزند، بلکه حرف خوب هم میزند، ولی حتی بهترین آدمها و منطقیترین کارشناسها هم با تأثیرگرفتن از جو موجود در فضای مجازی ممکن است راه را اشتباه بروند و به سمت جاده خاکی سریده شوند. مدافع وقت باشگاه استقلال پس از بازی اول ایران در برابر نیوزیلند در جام جهانی گفت که من با نفرات جوانم در تیم فجر از پس نیوزیلند برمیآمدم ولی تیم ملی نتوانست این کار را انجام دهد (نقل به مضمون). این رویکرد مناسب فرد فوتبالدیدهای همچون قربانی نیست. او در جایی دیگر گفت که اگر در مرحله بعد به آمریکا بخوریم شانسی برای پیروزی نداریم! درحالیکه فوتبال مثال مناسبی برای فهم مسئله عدم قطعیت در دنیای مدرن است و نمیتوان بهراحتی در مورد هرچیز و هرکس با گزارههای قطعی حرف زد.