يکشنبه ۷ تير ۱۴۰۵

سیاسی

کیهان: هر کشوری اقدام به توقیف منابع مالی ایران کرده باید در تنگه هرمز تحریم شود

کیهان: هر کشوری اقدام به توقیف منابع مالی ایران کرده باید در تنگه هرمز تحریم شود
پیام سپاهان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست دکتر علیرضا معشوری| مسئله توقیف دارایی‌های جمهوری اسلامی ایران به دستور آمریکا ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دکتر علیرضا معشوری| مسئله توقیف دارایی‌های جمهوری اسلامی ایران به دستور آمریکا توسط دولت‌های ثالث، موضوعی است که نباید در قبال آن سکوت کرد؛ از این رو مقابله با این دولت‌ها امری لازم و ضروری است تا در آینده اقدامات مشابهی از سوی سایرین انجام نشود. دولت‌های ثالثی همچون امارات یا قطر که منابع مالی ایران را توقیف کرده‌اند ادعا می‌کنند که تحت فشار آمریکا هستند و بیم آن را دارند که در صورت آزادسازی این منابع، مورد غضب و تحریم‌های آمریکا قرار بگیرند. در واقع این دولت‌ها به طور غیرمستقیم به این موضوع اشاره می‌کنند که هزینه تخلف از دستورات آمریکا را بیشتر از هزینه تخلف از تعهدات مالی در برابر ایران می‌بینند. در روابط بین‌الملل هرگاه یک بازیگر در محیطی رقابتی قرار می‌گیرد، برای تغییر رفتار طرف مقابل باید هزینه تداوم وضعیت موجود را برای او افزایش دهد. اگر امارات و قطر این باور را داشته باشند که بلوکه نگه داشتن منابع جمهوری اسلامی ایران هیچ هزینه مادی یا استراتژیک برای آنها ندارد و باعث رضایت آمریکا از آنها نیز می‌شود، هرگز به طور داوطلبانه اقدام به آزادسازی این دارایی‌ها نخواهند کرد. بنابراین تنها راه بازگرداندن این منابع، ایجاد یک توازن فشار است؛ آن هم به گونه‌ای که هزینه بلوکه نگه داشتن این دارایی‌ها برای آنها بیشتر از هزینه تهدیدهای احتمالی آمریکا باشد.
ابزار استراتژیک و ژئوپلیتیک ایران یعنی تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی‌ترین نقاط جهان، می‌تواند به عنوان اهرم فشار بر علیه این دولت‌ها به کار گرفته شود. وقتی کشورهای منطقه یا کشورهای خارج از منطقه، منافع ملی ایران را فدای رضایت آمریکا می‌کنند، امنیت اقتصادی و سیاسی خود را در گرو عمل به دستورات آمریکا می‌بینند. در پاسخ به این وضعیت، ایران باید مکانیسم تقابل متقارن را اجرا کند. اگر این کشورها به بهانه فشار آمریکا دسترسی ایران به منابع مالی‌اش را سلب می‌کنند، ایران نیز باید مانع از استفاده آنها از مسیر تنگه هرمز به عنوان حیاتی‌ترین مسیر تجارتشان شود؛ این به معنای آن است که ایران نیز از ابزار تحریمی خود یعنی تنگه هرمز استفاده می‌کند و بر این دولت‌ها تحریم تنگه هرمز را اعمال می‌کند؛ اگر آنها دارایی‌های ایران را بلوکه می‌کنند، ایران نیز اقتصاد آنها را بلوکه می‌کند.
نتیجه این کار ایجاد هزینه‌های ملموس برای دولت‌های ثالث است. امارات و قطر اقتصادهایی هستند که به شدت به تجارت بین‌المللی و صادرات انرژی وابسته‌اند و هرگونه اختلال در تردد کشتی‌های آنها در تنگه هرمز ضربه‌ای سریع و شدید به اقتصادشان وارد می‌کند. بنابراین تا زمانی که منابع بلوکه شده ایران به طور کامل آزاد نشوند، هیچ کشتی باری و یا نفتکشی از مبدأ یا به مقصد این کشورها نباید اجازه عبور از تنگه هرمز را داشته باشد. از این طریق ایران یک معامله استراتژیک را پیش می‌برد، یعنی آزادسازی منابع ایران در برابر تضمین عبور کشتی‌های آنها از تنگه هرمز. با توجه به اینکه اقتصاد این کشورها به شدت به جریان مداوم نفت و کالاهای تجاری وابسته است در نهایت فشار ایران بر آنها غلبه خواهد کرد، زیرا ضرر ناشی از توقف تجارت بسیار بیشتر و ملموس‌تر از تهدیدات احتمالی آمریکا خواهد بود.
اما این رویکرد نباید تنها به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس محدود شود. هر کشوری در جهان که طبق دستور آمریکا اقدام به توقیف منابع مالی جمهوری اسلامی ایران نموده باید در استفاده از مسیر تنگه هرمز از طرف ایران تحریم شود. باید توجه داشت که توقیف دارایی‌های یک دولت توسط دولت دیگر بدون حکم دادگاه‌های بین‌المللی و بر اساس دستورات یک کشور ثالث، نقض آشکار حقوق بین‌الملل است. بنابراین ایران برای بازپس‌گیری این منابع باید از ابزاری استفاده کند که قدرت بازدارندگی داشته باشد. از این جهت تنگه هرمز برای ایران فقط یک مسیر آبی نیست و فراتر از آن یک سرمایه ژئوپلیتیک و استراتژیک محسوب می‌شود.
این اقدام باعث می‌شود که کشورهای بلوکه‌کننده، دیگر ایران را به عنوان کشوری نبینند که برای آزادسازی پول‌هایش فقط به شکل دیپلماتیک اعتراض می‌کند؛ ایران با این رویکرد به عنوان قدرتی شناخته می‌شود که می‌تواند حیات اقتصادی آنها را به خطر بیندازد؛ یعنی اگر شما امنیت مالی من را به خطر انداختید من هم امنیت اقتصادی و تجاری شما را به خطر می‌اندازم. حرکت در این مسیر هم منجر به آزادسازی سریع‌تر منابع می‌شود و هم یک پیام بازدارنده برای آینده خواهد بود تا هیچ کشوری در جهان حتی با فشار آمریکا جرئت نکند دارایی‌های ایران را به گروگان بگیرد. وقتی ایران تنگه هرمز را برای کشتی‌های آنها می‌بندد، آنها را مجبور می‌کند تا برای نجات اقتصادشان، با ایران وارد مذاکره شوند و منابع ایران را آزاد کنند تا برای استفاده از تنگه هرمز مورد تحریم ایران قرار نگیرند.
این اقدام باید به گونه‌ای اجرا شود که به عنوان یک پروتکل امنیتی-تجاری معرفی گردد؛ به این معنا که هر کشوری که حقوق مالی ایران را محترم نشمارد مورد تحریم تنگه هرمز قرار می‌گیرد و تنگه هرمز برای آن کشور بسته خواهد شد. این فشار چون به طور مستقیم بر رگ حیاتی اقتصاد این کشورها اثر می‌گذارد سریع‌ترین راه برای رسیدن به نتیجه است. در دنیای امروز قدرت اقتصادی با قدرت نظامی گره خورده است، استفاده از موقعیت جغرافیایی برای حل مسائل مالی، یکی از قدرتمندترین روش‌های مدیریت منازعه است. ایران با این اقدام هم منابع خود را به دست می‌آورد و هم جایگاه خود را به عنوان قدرت اول و تعیین‌کننده در منطقه تثبیت می‌کند و به تمام کشورهای جهان می‌آموزد که هزینه همکاری با سیاست‌های آمریکا در برابر ایران بسیار سنگین خواهد بود. این استراتژی یک جنگ اقتصادی متقارن است که جمهوری اسلامی ایران از تنگه هرمز به عنوان یک ابزار تحریمی اثرگذار در مقابل آمریکا (و سایر دولت‌های متخاصم و دولت‌هایی که در عملیاتی کردن تحریم‌ها علیه ایران با آمریکا همکاری می‌کنند) استفاده می‌کند تا توازن قدرت را به نفع خود تغییر دهد و حقوق ملی خود را از طریق اعمال فشار بر نقاط حساس طرف مقابل بازپس گیرد.


نظرات شما