سه شنبه ۲۳ تير ۱۴۰۵

اقتصادی

عکس/ خونخواهی رهبر شهید؛ مطالبه مردم اصفهان از مسئولان

عکس/ خونخواهی رهبر شهید؛ مطالبه مردم اصفهان از مسئولان
پیام سپاهان - فارس/ انتقام! مطالبه‌ای بود که امروز در میان پرچم‌ها، شعارنوشته‌ها و شعارهای مردم بیش از هر چیز به چشم می‌آمد. اقوام مختلف ایران در گلستان شهدای اصفهان، با وجود ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - فارس / انتقام! مطالبه‌ای بود که امروز در میان پرچم‌ها، شعارنوشته‌ها و شعارهای مردم بیش از هر چیز به چشم می‌آمد. اقوام مختلف ایران در گلستان شهدای اصفهان، با وجود تفاوت در پوشش و گویش، یک‌صدا از مسئولان خواستند پاسخ این جنایت را با انتقام از عاملان آن بدهند.
این روزها هر جا نام رهبر شهید به میان می‌آید، یک مطالبه بیش از هر شعار دیگری شنیده می‌شود؛ «انتقام». این مطالبه، از مراسم تشییع و تدفین تا تجمعات شبانه در سراسر کشور، به زبان مشترک مردم تبدیل شده است.چشم که می‌چرخاندی، انگار کل نقشه ایران را یک‌جا در خیمه بزرگ گلستان شهدای اصفهان می‌دیدی.
از اقوام بختیاری و لر با لباس‌های محلی گرفته تا کرد و عرب و ترک، همه بودند. لباس‌ها متفاوت بود، لهجه‌ها هم رنگارنگ اما درواقع همه یک‌شکل بودند؛ همه داغ‌دار. انگار این خیمه، نقطه تلاقی تمام قومیت‌های ایرانی بود که آمده بودند تا به دنیا نشان دهند در سوگ رهبرشان، تفاوت‌ها هیچ معنایی ندارد و فقط یک وحدت کلمه باقی مانده است.
از زنانی که عکس رهبر شهید را به چادرشان سنجاق کرده بودند تا پیرمردهایی که انگار رفیق چندین‌ساله‌شان را ازدست‌داده‌اند و جوانانی که پرچم‌های سرخ را بر دوش گرفته بودند و با هر شعار، مطالبه انتقام را فریاد می‌زدند، همه آمده بودند.
در گوشه‌ای از جمعیت، مادری اشک‌ریزان بازوبند پرچم ایران را به دست داشت.چند قدم آن‌طرف‌تر، کودکی بود که از همان لحظه ورود، با ضرب مداحی سینه می‌زد. جالب بود؛ هنوز درست راه‌رفتن را بلد نبود اما سینه‌زدن برای رهبرش، اولین درسی بود که گویی این چندماهه یاد گرفته بود.
انتقام خواسته‌ی اصلی مردم شد
فضای خیمه با پرچم‌های قرمز «یالثارات الحسین» و «یالثارات خامنه‌ای» سرخ شده بود. شعارنوشته‌ها هم فقط یک حرف داشتند: «انتقام». مردم مدام به مسئولین یادآوری می‌کردند که وقت شعاردادن گذشته و باید راه رفتن شد.اسامی شهدا در فضای سالن می‌پیچید؛ از کودکان میناب تا ماکان نصیری، پسر نصف‌جهان، همان کودکی که جز یک‌تکه کفش از او چیزی نماند. روی یکی از شعارنوشته‌ها نوشته بود «انتقام قطعی است»؛ این جمله که خلاصه مطالبه همه حاضران بود، در شعارها نیز با عبارت‌های متفاوت تکرار می‌شد.
داغی که با هر عکس تازه می‌شد
تصاویر رهبر شهید همه‌جا بود؛ روی پرچم‌ها، روی بنرهای بزرگ وسط خیمه و در دست تک‌تک آدم‌هایی که بی‌قرار بودند. هر بار که نگاهت به یکی از این عکس‌ها می‌افتاد، بغض گلویت را فشار می‌داد. انگار هر عکس، یک‌تکه از خاطرات مردم بود که حالا جلوی چشمشان جان می‌گرفت و داغ دلشان را دوباره تازه می‌کرد.کسی نمی‌توانست بی‌تفاوت از کنار این چهره‌های آشنا رد شود؛ همه، از پیر و جوان، انگار با آن لبخند داخل عکس، حرف‌های ناگفته‌شان را ردوبدل می‌کردند.
شعارها یک مطالبه را فریاد می‌زدند
این مراسم، یک پیام روشن داشت. شعارها و همهمهٔ جمعیت یک هدف داشت، انگار همه می‌خواستند به یک نفر بگویند: «ما هستیم». نگاه‌ها و زمزمه‌ها نشان می‌داد که این مردم، همان‌طور که تا پای جان پایِ رهبر شهیدشان ایستادند، حالا آماده‌اند تا از رهبر جدید، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای پیروی کنند. انگار دل‌هایشان برای پیمان تازه، لحظه‌شماری می‌کرد و مطمئن بودند که این راه، با همان صلابت قبل ادامه دارد.مردم آمده بودند که بگویند راه، بی رهرو نمی‌ماند. انگار همه در این هم‌صدایی، یک‌صدا به این نتیجه رسیده بودند که باید همان‌طور که گوش‌به‌فرمان رهبر شهیدشان بودند، حالا چشم به تدبیر آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بدوزند. شعارها، اعلام آمادگی بی‌چون‌وچرا بود که نشان می‌داد بدنه انقلاب، مسیرش را گم نکرده و با همان اطاعت سابق، آماده حرکت در سایه هدایت رهبر جدید است.
فراقی که روز‌به‌روز سنگین‌تر می‌شود
با اینکه چند روزی از آن تشییع چندمیلیونی گذشته اما گلستان شهدای اصفهان حال و هوا طور دیگری بود. گوشه‌وکنار خیمه، پیر و جوان‌هایی را می‌دیدم که با خودشان زمزمه می‌کردند و اشک می‌ریختند. برای خیلی‌ها هنوز هضم این نبودن، سخت است. درد فراق، نه‌تنها کم نشده که انگار هر لحظه بیشتر در دل‌ها ریشه دوانده. انگار هر کسی گوشه‌ای از این خیمه، داشت با آقاجان خودش خلوت می‌کرد و از دلتنگی‌هایش می‌گفت.
قرآن‌ها به نیت رهبر شهید تلاوت شد
یکی از بخش‌های متفاوت مراسم، توزیع لوح‌های قرآنی میان حاضران بود. طلاب، جزءهای مختلف قرآن را در میان جمعیت پخش می‌کردند تا هرکس به نیت رهبر شهید بخشی از کلام وحی را تلاوت کند.خبری از قرائت دسته‌جمعی نبود؛ هر نفر، در گوشه‌ای از خیمه، جزء خود را آرام و بی‌صدا می‌خواند تا در پایان مراسم، ختم‌های متعددی از قرآن به نیت آن شهید رقم بخورد.
گلستان شهدا صحنه تجدید عهد مردم شد
اصفهان، امروز به دنیا نشان داد که مکتب رهبر شهید، با رفتن او خاموش نمی‌شود و حالا نیز در رگ‌های تک‌تک این مردم جاری است.از مسئولینی که در کنار مردم ایستاده بودند تا آن نوزادی که در آغوش مادر برای رهبرش سینه می‌زد، همه یک‌صدا به این حقیقت رسیده بودند: راهِ نیمه‌تمام، با رهبری جدید و با همان آرمان‌های انقلاب اسلامی، باقدرت ادامه پیدا خواهد کرد.اینجا، گلستان شهدا، کنار مزار همان‌هایی که سال‌ها پیش راه را نشان داده بودند، مردم عهد کردند که «انتقام» نه فقط یک شعار روی شعارنوشته‌ها که پایان مسیر دشمن باشد.


نظرات شما