پیام سپاهان - دنیای اقتصاد /متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حمیدرضا عزیزی تحلیلگر مسائل ایران، در مقالهای برای گروه بینالمللی بحران بررسی میکند که جنگ چگونه محاسبات راهبردی تهران و نقش متحدان منطقهای آن را تغییر داده است؛ تحولی که میتواند هم قدرت بازدارندگی ایران را حفظ کند و هم هزینههای رویارویی مستقیم را افزایش دهد. جنگهای منطقهای از اکتبر ۲۰۲۳، تضعیف حماس و حزبالله در پی حملات اسرائیل، سقوط حکومت بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ و بهویژه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، محیط امنیتی جمهوری اسلامی را دگرگون کردهاند. این تحولات محدودیتهای راهبردی را آشکار کردهاند که بر شبکه متحدان منطقهای تکیه داشت؛ شبکهای که قرار بود با ایجاد تهدید در چند جبهه، دشمنان ایران را از حمله مستقیم به خاک این کشور بازدارد.
به نوشته عزیزی، تهران اکنون بیش از گذشته بر توانمندیهایی تکیه میکند که مستقیما در اختیار خود دارد؛ از جمله موشکها، پهپادها و امکان مختل کردن تردد در تنگه هرمز. به این ترتیب، مرکز ثقل راهبرد نظامی ایران از متحدان غیردولتی به ظرفیتهای مستقیم خود کشور منتقل شده است. این تغییر به معنای پایان توان ایران برای اعمال نفوذ منطقهای نیست. تهران همچنان میتواند با حمایت از متحدان آسیبدیده، برای بازسازی توان آنها زمان بخرد و با استفاده از ظرفیتهای نظامی خود، هزینههای درگیری را به رقبایش تحمیل کند. هدف این رویکرد آن است که دشمنان ایران به این نتیجه برسند که حمله دوباره، هزینهای فراتر از دستاورد احتمالی آن خواهد داشت. با این حال، این راهبرد مخاطراتی جدی دارد. هنگامی که ایران بیش از گذشته مستقیما وارد تقابل میشود، هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی جنگ نیز بیشتر متوجه خود آن خواهد شد.
افزون بر این، تهدید کشورهای عربی خلیج فارس و آسیبپذیر کردن امنیت آنها ممکن است بهجای بازداشتن رقبا، همکاری امنیتی میان همسایگان ایران و دیگر مخالفان تهران را تقویت کند. در چنین شرایطی، حفظ شبکه متحدان همچنان اهمیت دارد، اما دیگر نمیتوان آن را جایگزینی مطمئن برای توان دفاعی و بازدارندگی مستقیم ایران دانست. جمعبندی تحلیل عزیزی این است که جنگ، راهبرد منطقهای ایران را از اتکای عمده به متحدان برای دور نگه داشتن درگیری از مرزهای کشور، به سمت استفاده بیشتر از ظرفیتهای نظامی مستقیم و تحمیل هزینه به طرف مقابل سوق داده است. این چرخش میتواند امکان ادامه اعمال نفوذ ایران را فراهم کند. مساله اصلی برای تهران اکنون تنها حفظ متحدان نیست؛ بلکه یافتن توازنی میان بازدارندگی، هزینههای جنگ و جلوگیری از شکلگیری ائتلافی گستردهتر علیه ایران است.