سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۵

اقتصادی

سرمقاله خراسان/ دفاع مقدس ۸ساله را درست بخوانیم

سرمقاله خراسان/ دفاع مقدس ۸ساله را درست بخوانیم
پیام سپاهان - خراسان/ «دفاع مقدس ۸ساله را درست بخوانیم» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: میراث تاریخی ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - خراسان / «دفاع مقدس ۸ساله را درست بخوانیم» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
میراث تاریخی هنگامی به سرمایه تبدیل می‌شود که از ویترین خاطره بیرون بیاید و در متن زندگی جاری شود. دفاع مقدس نیز اگر قرار باشد برای نسل‌های امروز و فردا معنایی فراتر از یادبود داشته باشد، باید از سطح مناسک و روایت‌های تکرارشونده به سطح «دانش ملی» ارتقا یابد. دانشی درباره ایران، قدرت، امنیت، جامعه، سیاست و مهم‌تر از همه، درباره نسبت میان خواستن و توانستن. در ساحت ملی، دفاع مقدس بی‌تردید روایت حماسه است؛ روایتی که می‌تواند به جامعه اعتمادبه‌نفس تاریخی دهد و نشان دهد که یک ملت، در دشوارترین شرایط، چگونه می‌تواند از موجودیت خود دفاع کند. اما در ساحت مسئولیت، دفاع مقدس را باید جور دیگری خواند، دقیقا با چشم محاسبه. شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های آن دوره همین باشد که میان شجاعت و محاسبه تعارضی وجود ندارد. اتفاقاً شجاعت پایدار، محتاج محاسبه است. ایمان عملی بدون شناخت میدان، می‌تواند به خطا بینجامد و محاسبه بدون آرمان نیز ممکن است مقصد را از یاد ببرد. هنر راهبردی آن است که این دو را در کنار یکدیگر بنشاند. ازاین منظر، سخنان و خاطرات فرماندهان و کارآزمودگان آن دوران واجد اهمیتی فراتر از خاطره‌نگاری است. نقل شده است که سپهبد شهید محمد باقری درباره سال ۱۳۶۲ گفته بود هنگامی که رزمندگان در خط مقدم برای پیشروی چند کیلومتری با کمبود تجهیزات می‌جنگیدند، در تهران تصورهایی درباره فتح بغداد شکل گرفته بود و حتی فرماندهان میدان به دلیل تردید در امکان تحقق چنین اهدافی مورد انتقاد قرار می‌گرفتند. این خاطره را نباید فقط برای سرزنش گذشتگان خواند. ارزش تاریخی آن درست در جایی آغاز می‌شود که از گذشته عبور کند و به یک پرسش امروزی تبدیل شود. چگونه می‌توان میان هدف، توان، زمان و هزینه تناسب برقرار کرد؟ این پرسش، پرسش هر دولت و هر نظام تصمیم‌گیری در هر دوره تاریخی است. در سیاست، فاصله میان «آنچه می‌خواهیم» و «آنچه می‌توانیم» را نمی‌توان با شعار پر کرد. میان هدف سیاسی و ظرفیت ملی باید نسبتی عقلانی وجود داشته باشد. همان‌گونه که میان تهدید و پاسخ، میان منابع و تعهدات، و میان فرصت و ریسک باید پیوندی دائمی برقرار باشد. راهبرد، در معنای دقیق کلمه، هنر همین تنظیم مداوم است. از این منظر،«درست خواندن» دفاع مقدس یعنی فهم زمین، زمان و زمینه. یعنی شناخت دقیق توان خود و ظرفیت طرف مقابل. یعنی سنجش مستمر امکانات، بازبینی مفروضات و به‌روزرسانی تصمیم‌ها. هیچ تجربه تاریخی را نمی‌توان یک‌بار برای همیشه خواند. جهان تغییر می‌کند، فناوری تغییر می‌کند، اقتصاد تغییر می‌کند، مناسبات قدرت تغییر می‌کند و حتی تعریف تهدید تغییر می‌کند. بنابراین سرمایه تاریخی نیز باید متناسب با زمان بازخوانی شود. ایران برای حفظ استقلال و جایگاه تاریخی خود، هم به سرمایه معنوی نیاز دارد و هم به عقلانیت راهبردی. هم به حافظه تاریخی نیاز دارد و هم به نهادهای تصمیم‌گیری‌ای که بتوانند این حافظه را به سیاست سنجیده تبدیل کنند. آنچه می‌تواند میان این دو پل بزند، نه توهم قدرت است و نه خودکوچک‌بینی، که شناخت واقع‌بینانه قدرت ملی است.
جامعه‌ای که توان خود را کمتر از واقعیت ببیند، ممکن است فرصت‌های تاریخی را از دست بدهد. اما جامعه‌ای که توان خود را بیش از واقعیت ببیند نیز ممکن است هزینه‌هایی بپردازد که نسل‌های بعد مجبور به جبران آن شوند. عقلانیت راهبردی دقیقاً در فاصله میان این دو خطا شکل می‌گیرد،آن هم بر پایه فهم درست و ادراک دقیق از واقعیت ها....


نظرات شما