پیام سپاهان - شرق / «تخریب ظرفیت زیستی با توسعه» عنوان سرمقاله در روزنامه شرق به قلم سیدمصطفی هاشمی طبا است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
یکی از عناوین صدر روزنامه «شرق» در هشتم مهرماه چنین بود: «وقتی توسعه از ظرفیت زیستپذیری جلو میزند».
هرچند در لابهلای نظرات ابرازشده در روزنامه، کموبیش به علل و مشکلاتی که موجب شکلگیری این احساس شده بود، اشاره شده بود، اما بعید بود که اشخاص فرهیخته و صاحبنظر چنین نگاهی به مسئله توسعه داشته باشند. گویی هر کار دهانپرکنی توسعه است و آنچه به نام توسعه انجام شده و ظرفیت زیستپذیری را زیر سؤال برده است، بهانهای میشود برای افراد ضدتوسعه تا نتیجه بگیرند که توسعه مذموم است. کمااینکه گروهی هستند که از محصولات توسعه جهانی کمال استفاده را میکنند، اما توسعه را محکوم کرده و در نهایت میگویند مردم با توسعه مخالف هستند.
امروز مفهوم توسعه پایدار میگوید هر برجی که ساخته میشود، توسعه نیست؛ هر گسترش کشاورزی توسعه نیست؛ ایجاد هر کارخانه فولاد نام توسعه ندارد و هر رشد مصرفیای نیز توسعه محسوب نمیشود. درحالیکه ما به همه این موارد، چه درست و چه نادرست ایجاد شده باشند، توسعه میگوییم. نتیجه این رویکرد آن است که با جهل مرکب، آب روستاهای کویری را به کارخانه فولاد دادهایم و به قیمت خشک شدن میلیونها نخل، آب میناب را به بندرعباس برده و صرف توسعه امکانات و تجهیزات ورود کالا کردهایم. وقتی جهل حکمفرما شود و فناوری عقب باشد، طبیعی است که ظرفیت زیستی عقب بماند؛ حتی اگر توسعههای جاهلانه را به هر طریقی به کار نگیریم.
وقتی به مسائل اجتماعی بهصورت عقلانی عمل نمیکنیم و با اتکا به پول نفت، مصرف را بالا میبریم، آنوقت کاسه چه کنم، چه کنم به دست میگیریم. در سال ۱۳۶۰، وزارت صنایع پنج کارخانه تبدیل زباله را در دست اجرا داشت. پس از آن، گفتند به این کارخانهها نیاز نداریم و نتیجه آن شد که شهرها، بهخصوص شهرهای شمالی، در زباله غرق شدند. آب رودخانههای اطراف تهران را برای مصرف به تهران آوردهایم، اما میگوییم فاضلاب تهران و تأسیسات تصفیه آن تا ۳۰ سال دیگر تکمیل نمیشود. این وضعیت الگویی برای همه شهرهای ایران و حتی روستاهاست.
توسعه از ظرفیت زیستی نمیکاهد؛ بلکه شبهتوسعه و گسترش جاهلانه و سوداگرانه است که امکانات زیستی را از بین میبرد.
فروش هوای تهران در کوچههای ششمتری و ساخت برجهای ۳۰طبقه روی گسل، که همه با اجازه شهرداری ساخته شدهاند، نهتنها امکانات زیستی را از بین میبرد، بلکه به حملهای علیه زیست مردم تبدیل میشود؛ یعنی این اقدامات صرفاً کیفیت زندگی را از بین نمیبرند، بلکه همچون بمبی بالقوه عمل میکنند که در برابر کوچکترین زلزلهای آسیبپذیر است و ممکن است منفجر شود.
استفاده از امکانات توسعه، مانند هواپیما، قطار سریعالسیر، تلفن همراه، میکروفن و تلویزیون را دوست دارند، اما با توسعه مخالف هستند. توسعه، همانطور که گفته شد، نهتنها امکانات زیستی را کاهش نمیدهد، بلکه دریچههای جدیدی به روی ظرفیت زیستی کشور میگشاید؛ به شرط آنکه دولت و مجلس درک درستی از توسعه پایدار داشته باشند و بیدلیل آنچه را امروز در جهان به نام توسعه پایدار مطرح است، تخطئه نکنند.
آری، با آنچه تاکنون به نام توسعه انجام دادهایم و برنامههای توسعهایای که به تصویب مجلس رساندهایم، ظرفیت زیستی کاهش مییابد؛ اما اگر دولت بهجای پنج هزار طرح توسعهای ملی در لایحه بودجه ــ طرحهایی که بعداً خود رئیسجمهور نیز از آنها انتقاد کرد ــ طرحهایی را به مجلس ارائه میداد که ظرفیت زیستی را افزایش میدهند یا دستکم از آن نمیکاهند و با اعتقاد و استواری بر اجرای آنها پافشاری میکرد و نفوذ افراد نادان و پرمدعا را نمیپذیرفت، آنوقت سرمایهگذاری ما برای توسعه، معنای افزایش ظرفیت زیستی را نیز با خود به ارمغان میآورد.
هرچند بسیار دیر شده است، اما این به معنای پایان کار نیست. میتوان به این ضربالمثل تکیه کرد که «ماهی را هرگاه از آب بگیری، تازه است». باور کنیم اگر به توسعه یا پیشرفت، آنگونه که در مفهوم توسعه پایدار مطرح است، بیندیشیم، ظرفیت زیستیمان افزایش مییابد؛ به شرط آنکه در واژهها نمانیم.
حال اگر بسیار علاقهمندیم که واژه «پیشرفت» را بهجای «توسعه» به کار ببریم، میتوانیم توسعه پایدار را «پیشرفت پایدار» بنامیم و بر اساس آن عمل کنیم تا از پسرفتی که به آن دچار شدهایم، رها شویم.