شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

سیاسی

۴۰ نویسنده از تخت فولاد نوشتند؛ روایتی تازه از میراث زنده اصفهان

۴۰ نویسنده از تخت فولاد نوشتند؛ روایتی تازه از میراث زنده اصفهان
پیام سپاهان - اصفهان-گردآورنده کتاب چهل روایت ناتمام از یک مکان ناتمام، گفت: در این کتاب ۴۰ نویسنده و پژوهشگر از زاویه‌های متفاوت به تخت فولاد پرداخته‌اند تا ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی آن را بازنمایی کنند.
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اصفهان-گردآورنده کتاب چهل روایت ناتمام از یک مکان ناتمام، گفت: در این کتاب ۴۰ نویسنده و پژوهشگر از زاویه‌های متفاوت به تخت فولاد پرداخته‌اند تا ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی آن را بازنمایی کنند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- کوروش دیباج: بعضی مکان‌ها را نمی‌توان تنها با قدمت بناها، شمار شخصیت‌های مدفون یا فهرست آثار تاریخی‌شان شناخت؛ چراکه هویت آن‌ها در لایه‌هایی از زندگی، خاطره، هنر، باور و تجربه انسانی شکل گرفته است. تخت فولاد اصفهان از همین جنس مکان‌هاست؛ مجموعه‌ای که در پس سیمای یک آرامستان تاریخی، جهانی از روایت‌های انسانی، تجربه‌های معنوی، جلوه‌های معماری و حافظه فرهنگی یک شهر را در خود جای داده است؛ جهانی که هنوز بخش مهمی از ظرفیت‌های آن برای نسل امروز ناشناخته مانده است.
در میان آثار پژوهشی و تاریخی متعددی که درباره تخت فولاد منتشر شده، کتاب «چهل روایت ناتمام از یک مکان ناتمام»، گردآوری مصطفی حیدری، رویکردی متفاوت را دنبال می‌کند. این اثر به‌جای تکرار اطلاعات دانشنامه‌ای و معرفی صرف شخصیت‌ها و بناها، مخاطب را به تجربه زیسته انسان‌ها در مواجهه با این مکان دعوت کرده است. مشارکت ۴۰ نویسنده، پژوهشگر و اصفهان‌شناس و همراهی ۲۱ اسکیس از ۲۱ هنرمند، تلاش دیگری برای بازخوانی ظرفیت‌های فرهنگی و هنری این مجموعه به شمار می‌رود.
اما چرا با وجود انتشار آثار پژوهشی متعدد، هنوز به روایت‌های تازه از تخت فولاد نیاز داریم؟ روایت شخصی چه چیزی به شناخت تاریخی یک مکان اضافه می‌کند و چگونه می‌توان از نگاه متعارف به آرامستان عبور کرد و تخت فولاد را به‌عنوان بخشی زنده از هویت شهری اصفهان بازشناخت؟ برای بررسی این موضوعات و آشنایی با رویکرد شکل‌گیری این کتاب، با مصطفی حیدری، گردآورنده اثر، گفتگو کرده‌ایم.

پیام سپاهان

مصطفی حیدری،گردآورنده کتاب چهل روایت ناتمام از یک مکان ناتمام
با وجود انتشار آثار پژوهشی و تاریخی متعدد درباره تخت فولاد، چه خلأیی در شناخت این مجموعه احساس کردید که به انتشار کتابی با رویکرد روایی انجامید؟ این کتاب قرار است چه چیزی به حافظه مکتوب تخت فولاد اضافه کند؟
انتشار این کتاب به معنای نادیده گرفتن ارزش پژوهش‌های تاریخی و دانشنامه‌ای نیست. این آثار جایگاه مشخصی دارند و برای شناخت شخصیت‌ها، بناها و پیشینه تاریخی تخت فولاد بسیار ارزشمندند. برای مثال، دانشنامه اصفهان در چهار جلد بخش مهمی از این نیاز را پاسخ داده است.
بااین‌حال، احساس کردم در کنار این رویکرد پژوهشی، به شیوه دیگری از مواجهه با تخت فولاد نیاز داریم؛ شیوه‌ای که بتواند تجربه انسان‌ها از این مکان را به مخاطب منتقل کند. نسل امروز بیش از گذشته با روایت و داستان ارتباط برقرار می‌کند. در شرایطی که فضای حقیقی و مجازی با حجم زیادی از اطلاعات روبه‌روست، روایت می‌تواند فرصتی برای بازگشت به هویت انسانی و شناخت عمیق‌تر تاریخ مکان‌ها فراهم کند.
در این کتاب تلاش کردیم به‌جای معرفی صرف شخصیت‌های مدفون در تخت فولاد، به سراغ مواجهه افراد با کالبد، فضا و اتمسفر این مجموعه برویم. به نظرم روایت‌های شخصی می‌توانند مکمل روایت‌های تاریخی و مستند باشند و دریچه‌ای متفاوت برای ارتباط مخاطب با میراث فرهنگی بگشایند. هدف ما رقابت با آثار پژوهشی نبود، بلکه می‌خواستیم شیوه دیگری از شناخت تخت فولاد را تجربه کنیم.
عنوان کتاب، چهل روایت ناتمام از یک مکان ناتمام، بر ناتمام بودن ظرفیت‌های روایی تخت فولاد تأکید دارد. چرا این مجموعه را مکانی ناتمام می‌دانید؟
تخت فولاد از آن مکان‌هایی است که هرچه درباره آن روایت کنیم، همچنان ظرفیت روایت‌های تازه دارد. به نظرم تعداد روایت‌هایی که می‌توان درباره این مجموعه نوشت، به تعداد آدم‌هایی است که با آن مواجه شده‌اند و با آن انس دارند.
یکی از ویژگی‌های شگفت‌انگیز تخت فولاد، تفاوت فضای آن با تصور عمومی از آرامستان است. کافی است پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها، حتی در ساعات پایانی شب، به این مجموعه بروید. ممکن است افرادی را ببینید که در کنار یک مزار مشغول عبادت‌اند یا کسانی که برای آرامش و خلوت شخصی خود به این مکان پناه آورده‌اند. این فضا برخلاف تصور رایج، صرفاً مکانی وهم‌آلود یا غم‌انگیز نیست.
تخت فولاد هم از نظر کالبدی و تاریخی ظرفیت‌های فراوانی دارد و هم از نظر معنایی و روایی می‌تواند برای نسل‌های مختلف تازه و کشف‌نشده باقی بماند. ناتمام بودن آن به معنای نقص نیست؛ بلکه به معنای پایان‌ناپذیری ظرفیت‌های معنایی و روایی آن است. این کتاب را نیز باید آغاز مسیری دانست که می‌تواند در قالب آثار دیگری ادامه پیدا کند.

پیام سپاهان


در کتاب با وجود تعدد تکیه‌ها و ظرفیت‌های تاریخی تخت فولاد، روایت‌ها بر بخش‌ها و تکیه‌های مشخصی متمرکز شده‌اند. معیار انتخاب این فضاها چه بود و چگونه از تکراری شدن روایت‌ها جلوگیری کردید؟
تخت فولاد حدود ۵۰ تکیه دارد که برخی از آن‌ها به دلیل حضور شخصیت‌های شناخته‌شده، ویژگی‌های معماری یا اهمیت تاریخی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ از جمله تکیه میرفندرسکی، سیدالعراق، مادرشاهزاده، خوانساری و خاتون‌آبادی.
در انتخاب موضوع‌ها، علاوه بر شناخت و علاقه نویسندگان، تلاش کردیم به فضاهایی نیز توجه کنیم که کمتر درباره آن‌ها روایت شده است. حتی در مواردی به سراغ تکیه‌هایی رفتیم که امروز دیگر وجود ندارند؛ مانند تکیه حلبیان، تا بخشی از حافظه تاریخی فضاهای ازدست‌رفته نیز در کتاب ثبت شود.
نکته مهم برای ما این بود که روایت‌ها از منظرهای متفاوت شکل بگیرند. برای نمونه، در تکیه مادرشاهزاده، در کنار روایت‌هایی درباره عارفان و چله‌خانه، به شخصیت‌هایی مانند استکی و شیرانی نیز پرداخته شده که از لات‌های شناخته‌شده زمان خود بوده‌اند. همچنین روایت‌هایی درباره تجربه‌های خانوادگی و قصه‌های عاشقانه وجود دارد.
قرار نبود همه نویسندگان از یک زاویه به تخت فولاد نگاه کنند. در فرایند گردآوری و هماهنگی نیز هرجا احتمال شباهت بیش از اندازه میان متن‌ها وجود داشت، تلاش کردیم مسیر روایت تغییر کند تا هر تکیه و هر تجربه، هویت مستقل خود را در کتاب حفظ کند.
یکی از ویژگی‌های کتاب، استفاده از روایت‌های شخصی در کنار اطلاعات تاریخی و پژوهشی است. چگونه میان واقعیت مستند، تجربه زیسته و تخیل نویسنده تعادل برقرار کردید تا روایت‌ها از دقت تاریخی فاصله نگیرند؟
به نظرم ویژگی روایت و جستار همین امکان مواجهه هم‌زمان با تجربه شخصی و واقعیت تاریخی است. در یک متن پژوهشی معمولاً سند، منبع و نقل‌قول مشخصی داریم، اما در روایت، تجربه شخصی و حتی تخیل نیز می‌توانند در انتقال معنا نقش داشته باشند.
برای ما دو موضوع اهمیت داشت؛ نخست کیفیت ادبی متن‌ها و دوم حفظ ارتباط آن‌ها با هویت واقعی تخت فولاد. کتاب از نظر ساختار، متن‌های متنوعی دارد. برای مثال، نوشته خانم بقایی با رویکردی جامعه‌شناختی به تخت فولاد به مثابه طراحی محصول می‌پردازد و متن مهدی تمیزی با عنوان گذرگاه تخت فولاد، حضور گردشگران در این مجموعه را از منظر تجربه گردشگری بررسی می‌کند.
در بخش دیگری از کتاب، به هنرهای مختلف این مجموعه پرداخته‌ایم. تخت فولاد فقط معماری نیست؛ خوشنویسی، سنگ‌تراشی و دیگر جلوه‌های هنری نیز در آن حضور دارند. برای نمونه، شهاب شهیدانی در روایت خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد، تخت فولاد را از منظر خوشنویسی بررسی کرده است؛ روایتی که حاصل تجربه و نگاه یک خوشنویس به این مجموعه است.
اعتقاد دارم پژوهش و روایت در تقابل با یکدیگر نیستند. پژوهش می‌تواند پشتوانه روایت باشد و روایت نیز به یافته‌های پژوهشی امکان دهد با زبان و بیانی متفاوت به مخاطب منتقل شوند. تلاش ما این بود که این دو در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
تخت فولاد در ذهن بسیاری از مردم همچنان با مفهوم مرگ، فقدان و اندوه شناخته می‌شود؛ درحالی‌که روایت‌های کتاب از فضایی سرشار از زندگی، معنویت، هنر و حتی نشاط حکایت دارند. چه چیزی چنین تجربه متفاوتی را در این مجموعه رقم می‌زند؟
به نظرم تخت فولاد را نمی‌توان تنها با مفهوم آرامستان شناخت. این مجموعه ترکیبی از حضور شخصیت‌های بزرگ، معماری، هنر، معنویت و تجربه‌های اجتماعی است. همین ترکیب باعث شده است افراد بتوانند ارتباطی فراتر از یک زیارت معمولی با آن برقرار کنند.
علامه همایی نیز در توصیف تخت فولاد به ویژگی‌های متفاوت این مکان اشاره کرده و آن را فضایی می‌داند که در کنار غم‌انگیز بودن، می‌تواند نشاط‌آمیز، محل تفریح و تفرج و در عین حال جایگاه زهد و عبادت باشد.
من افرادی را می‌شناسم که در ابتدا ارتباط خاصی با تخت فولاد نداشتند، اما پس از حضور و آشنایی با آن، این مجموعه به بخشی از زندگی روزمره و آرامش ذهنی آن‌ها تبدیل شده است. حتی کسانی هستند که برای فاصله گرفتن از هیاهوی شهر و رسیدن به آرامش، به یکی از تکیه‌های آن پناه می‌برند.
به نظرم این ویژگی از ترکیب دو عنصر مهم شکل گرفته است؛ انسان‌هایی که در این مکان آرمیده‌اند و کالبد و معماری ارزشمندی که پیرامون آن‌ها شکل گرفته است. تخت فولاد به همین دلیل فضایی متفاوت در شهر اصفهان است و نمی‌توان آن را با تصور معمول از یک قبرستان محدود کرد.

پیام سپاهان


با توجه به ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی، معماری و گردشگری تخت فولاد، به نظر می‌رسد این مجموعه هنوز جایگاه متناسبی در معرفی جاذبه‌های گردشگری اصفهان ندارد. آیا این کتاب را می‌توان تلاشی برای تغییر نگاه عمومی به تخت فولاد و بازتعریف جایگاه آن در گردشگری فرهنگی و معنوی شهر دانست؟
قطعاً یکی از انگیزه‌های اصلی ما همین بود. به اعتقاد من، تخت فولاد حتی برای بسیاری از اصفهانی‌ها نیز همچنان ناشناخته است. نسل امروز ممکن است شخصیت‌های بزرگی را که در این مجموعه آرمیده‌اند بشناسد، اما تا چه اندازه با تکیه‌ها، چله‌خانه‌ها، مساجد، آب‌انبارها، معماری، سنگ‌مزارها و ظرفیت‌های فرهنگی آن آشنایی دارد؟
تخت فولاد حدود ۵۰ تکیه از دوره‌های مختلف تاریخی، از ایلخانی و صفوی تا قاجار و دوره معاصر را در خود جای داده است. در کنار آن‌ها، عناصر معماری، کتیبه‌ها، خوشنویسی‌ها، آیین‌ها و باورهای اجتماعی قرار دارند که هرکدام بخشی از هویت تاریخی اصفهان را بازتاب می‌دهند.
در مقدمه کتاب نیز به این موضوع اشاره شده که آرامستان‌های تاریخی را می‌توان موزه‌های باز مردم‌شناسانه دانست؛ فضاهایی که روایتگر فرهنگ، تاریخ و تمدن جوامع هستند و در شکل‌گیری و تداوم هویت جمعی نقش دارند. تخت فولاد نیز نمونه برجسته‌ای از چنین میراث زنده‌ای است.
با وجود تلاش‌های مجموعه تخت فولاد در زمینه برنامه‌هایی مانند تخت فولادگردی، تخت فولادپژوهی و تکیه‌گردی، هنوز ظرفیت‌های این مجموعه به‌طور کامل معرفی نشده است. حتی در معرفی جاذبه‌های گردشگری اصفهان، به نظرم جایگاه تخت فولاد باید بسیار پررنگ‌تر از وضعیت کنونی باشد.
هدف ما از انتشار این کتاب، تنها ثبت چند روایت ادبی نبود؛ می‌خواستیم بهانه‌ای برای مراجعه دوباره مردم به این مجموعه فراهم کنیم. امیدوارم خواننده پس از مطالعه کتاب، تخت فولاد را نه صرفاً به‌عنوان یک آرامستان تاریخی، بلکه به‌عنوان بخشی زنده از حافظه، فرهنگ، هنر و هویت اصفهان بشناسد و برای کشف آن قدم بردارد.


نظرات شما