پیام سپاهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
بهنام ناصری| در میان هنرمندان - مرادم هنرپیشهها و کسانی است که با حافظه دیداری مردم پیوند دارند - کسانی هستند که شاید نتوان به درستی توصیفشان کرد؛ چنانکه به روشنی گویای جذابیتشان نزد افکار عمومی باشد. برای من سیروس ابراهیمزاده یکی از آنها بود. او جدای از همه دانش هنری و نیز تجربهای که طی سالیان کار هنریاش، چه بر صحنه تئاتر، چه در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی به دست آورد، دارای غریزهای بود که جذاب و دوستداشتنیاش میکرد. از آن بازیگرانی که شاید خیلیها ندانند چرا دوستش داشتند.
او را پیش از هر چیز با تنالیته خاص صدایش به خاطر میآورم؛ بعد با شکل ویژه بیانش که حتی در نقشآفرینیهای طنز خود نیز فیگورهایی جدی داشت و اصلا همین پارادوکس در آثار کمیک، وجهی از خاصیت و تفاوت به او و نقش میبخشید و این جدای از نقشهایش در آثار جدی بود که تعدادشان کم هم نیست. او در چند کار مهم علی حاتمی بازی کرد. همینطور با میرباقری کار کرد و در - به باور من- بهترین فیلم کارنامه سینمایی فخیمزاده یعنی «همسر» حضوری فراموشناشدنی داشت.
بالطبع، قاطبه مردم ایران او را با حضورش در قاب تلویزیون و پرده سینما میشناسند؛ حال آنکه ابراهیمزاده قبل از این دو، هنرمندی متعلق به هنر نمایش بود. شاید خیلیها ندانند که بازیگر نقش وزیر تشریفات فیلم «کمالالملک» علی حاتمی در زمره معدود دانشآموختگان تئاتر نسل خود در اروپاست. این به ما میگوید که با وجود آن غریزه که در ابتدای این یادداشت سخنش رفت، او صرفا هنرمندی غریزی نبود. ابراهیمزاده پس از فراغت از تحصیل زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، راهی انگلستان شد و طرفه اینکه هم کارشناسی ارشد تئاتر گرفت و هم همزمان در دانشگاه بیرمنگام موسیقی خواند.
مشغولیت کار آکادمیک سبب شد که کار جدی هنری را در ایران کمی دیرتر از معمول آغاز کند. ۱۳۴۶ یعنی وقتی که 30 ساله بود همکاری با رادیو تلویزیون ملی ایران را آغاز کرد. سه سال بعد در اولین نقش سینماییاش یعنی «حمامی ژاپنی» ظاهر شد و در فیلم «حسن کچل» به کارگردانی یکی از مهمترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران یعنی علی حاتمی.
اقبال عمومی به سینما و تلویزیون، ابراهیمزاده را هم مانند بسیارانی دیگر از دانشآموختگان تئاتر به خود کشاند و نگذاشت دانش تئاتری او آن طور که شایسته بود، روی صحنه دیده شود. با این حال آثاری در زمینه تئاتر هم در کارنامه دارد؛ ازجمله نمایشهای «اتللو»، «جعفر خان از فرنگ برگشته»، «ملیحه» و... .
ابراهیمزاده همچنین با تعدادی از تلهتئاترهای قابل اعتنا هم در یادها مانده است. از آن جمله بازی در «شایعه» به کارگردانی داود رشیدی. او چند تلهتئاتر هم برای تلویزیون کارگردانی کرد. مانند «تیارت فرنگی» در 33 سالگی که اکبر زنجانپور در آن بازی کرده بود. همچنین «رابطه» در سال 1354.
بعد از انقلاب هم تلهتئاتر «زارع شیکاگو» را برای تلویزیون کارگردانی کرد و مجموعه عروسکی «هاچین و واچین» را برای شبکه دو. او هنوز برای خیلیها «آقای اولیایی» سریال «سایه همسایه» است. مجموعهای که نام دو هنرمند برجسته تئاتر را در مقام نویسنده و کارگردان یدک میکشد؛ محمود استادمحمد و اسماعیل خلج.
بیراه نیست اگر بگوییم ابراهیمزاده چندان که شایسته بود، در زمان حیاتش مورد تحسین قرار نگرفت. از معدود مواردی که از او تقدیر شد، نوزدهمین جشن سینمای ایران در شهریور 1396 بود. او دوشنبه 30 شهریور از چنگ دردهای ناشی از بیماری رهایی یافت و به خواب ابدی رفت.