پیام سپاهان - کاشان - نزدیک به۲ سال از بلاتکلیفی مدیریت راهآهن کاشان میگذرد؛ ایستگاهی که با وجود جایگاه مهم این شهر در حوزه گردشگری، صنعت و حملونقل، همچنان بدون تعیین تکلیف روشن مدیریتی اداره میشود.
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها - هادی نجفزاده*: یک ایستگاه راهآهن فقط چند سکو، سالن انتظار و مسیر عبور قطارها نیست؛ ویترین خدمات ریلی یک شهر است. هر مسافری که وارد آن میشود، باید بتواند حداقلهای یک سفر ایمن و شایسته را تجربه کند. اما وقتی همین حداقلها نیز با اختلال روبهرو میشوند، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً یک نقص فنی یا اتفاق موردی دانست.
انتشار کلیپی در فضای مجازی کاشان طی روزهای اخیر، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت راهآهن این شهر جلب کرده است؛ در این تصاویر، مادری کاشانی که همراه فرزند معلول خود در ایستگاه حضور داشته، به دلیل از کار افتادن آسانسورها، برای جابهجایی ویلچر فرزندش در مسیر پلهها ناچار به کمک گرفتن از دیگر مسافران مرد شده است.
شاید برای برخی، این فقط تصویری از یک مشکل در یک روز مشخص باشد؛ اما برای خانوادهای که با ویلچر زندگی میکند، خراب بودن آسانسور یک «مشکل ساده» نیست. وقتی امکان دسترسی مناسب وجود نداشته باشد، استقلال فرد از بین میرود و خانواده مجبور میشود برای عبور از یک مسیر معمولی، از دیگران کمک بگیرد.
آسانسور، آب آشامیدنی، فضای مناسب انتظار و سایر امکانات رفاهی، امتیاز اضافه برای مسافر نیستند. اینها بخشی از استانداردهای ابتدایی ارائه خدمت به شهرونداناند. وقتی مسافر هزینه سفر میپردازد، انتظار دارد در مقابل، خدمات متعارف و قابل قبول دریافت کند؛ نه اینکه برای استفاده از ابتداییترین امکانات، با اختلال و سردرگمی مواجه شود.
اما شاید مهمتر از خرابی یک آسانسور، پرسش دیگری باشد که باید از مسئولان پرسید: چه کسی باید این مشکلات را ببیند و پیگیری کند؟
اینجاست که مسئله بلاتکلیفی مدیریتی راهآهن کاشان خود را نشان میدهد.
بنا بر مطالبه مطرحشده، حدود دو سال است وضعیت مدیریت این ایستگاه به شکل روشنی تعیین تکلیف نشده و مشخص نیست چرا یک مجموعه با چنین اهمیتی باید برای مدت طولانی بدون مدیر یا سرپرست مشخص به کار خود ادامه دهد.
دو سال، مدت کوتاهی نیست. در یک مجموعه اداری، ممکن است یک مسئولیت برای مدتی به شکل موقت اداره شود؛ اما وقتی این «موقت» ماهها و سپس سالها طول میکشد، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک وضعیت گذرا دانست.
مدیریت یعنی مسئولیتپذیری؛ یعنی یک نفر یا یک جایگاه مشخص وجود داشته باشد که بتوان از او درباره وضعیت مجموعه سؤال کرد و انتظار پاسخ و اقدام داشت. وقتی چنین جایگاهی بلاتکلیف باشد، مطالبه مردم نیز در میان ساختارهای مختلف سرگردان میشود.
مسافر کاشانی قرار نیست بداند خرابی آسانسور در حیطه مسئولیت کدام واحد فنی، اداره استانی یا بخش اجرایی قرار دارد. او یک خدمت عمومی دریافت میکند و طبیعی است انتظار داشته باشد مجموعهای مشخص مسئول کیفیت آن باشد.
از این منظر، مدیرکل راهآهن استان اصفهان باید پاسخ روشنی به افکار عمومی بدهد: چرا مدیریت راهآهن کاشان پس از حدود دو سال همچنان تعیین تکلیف نشده است؟
اگر اداره این ایستگاه به صورت فعلی امکانپذیر است، چرا باید خلأ مدیریتی ادامه پیدا کند؟ و اگر حضور یک مدیر یا سرپرست مشخص برای اداره امور ضروری است، دلیل تأخیر در تعیین تکلیف چیست؟
موضوع تنها به یک حکم انتصابی محدود نمیشود. راهآهن کاشان برای توسعه و ارتقای خدمات خود نیازمند کسی است که مسائل این ایستگاه را از نزدیک بشناسد، مطالبات شهرستان را به ساختار استانی و ملی منتقل کند و تا رسیدن به نتیجه، موضوعات را رها نکند.
کاشان شهری با ظرفیت گسترده گردشگری، صنعتی و زیارتی است. سالانه مسافران بسیاری با قطار به این شهر وارد یا از آن خارج میشوند. بنابراین انتظار برای داشتن یک ایستگاه در شأن این شهر، مطالبهای غیرمنطقی نیست.
اگر قرار است راهآهن در توسعه حملونقل کشور نقش جدی داشته باشد، نمیتوان ایستگاههای مهم را صرفاً به عنوان نقاطی روی نقشه دید. هر ایستگاه باید مدیریت، برنامه و متولی مشخص داشته باشد.
در همین رابطه، مصطفی معینی، نماینده مردم کاشان و آرانوبیدگل در مجلس شورای اسلامی اعلام کرده است که مسائل متعددی درباره راهآهن کاشان را به صورت مکتوب منعکس کرده و قرار است در جلسه شهریورماه، موضوع عدم اقدام لازم را با وزیر راه و شهرسازی پیگیری کند.
اکنون انتظار مردم روشن است: این پیگیری نباید در حد مکاتبه باقی بماند. باید مشخص شود چه موضوعاتی مطرح شده، چه پاسخی دریافت شده و نتیجه جلسه با وزیر برای راهآهن کاشان چه خواهد بود.
یکی از مطالبات جدی نیز باید تعیین تکلیف ساختار مدیریتی این ایستگاه باشد.
اگر ایجاد مدیریت مستقل برای راهآهن کاشان امکانپذیر است، چرا این موضوع سالهاست بلاتکلیف مانده؟ و اگر چنین ساختاری در شرایط فعلی قابل اجرا نیست، پیشنهاد انتقال مدیریت راهآهن کاشان از اصفهان به قم نیز میتواند به صورت کارشناسی بررسی شود؛ تا دستکم مشخص شود کدام ساختار میتواند خدمات سریعتر و مؤثرتری به این شهر ارائه کند.
آنچه قابل قبول نیست، ادامه وضعیتی است که در آن مسئولیت میان سطوح مختلف تقسیم شده، اما مردم برای پیگیری مشکلات خود مقصد روشنی ندارند.
تصویر آن مادر و فرزند معلولش، فارغ از همه بحثهای اداری، یک سؤال جدی را مقابل مسئولان قرار داده است: آیا واقعاً برای جابهجایی یک ویلچر در ایستگاه راهآهن، باید مسافران وارد عمل شوند؟
اگر پاسخ منفی است، پس چه کسی باید مانع تکرار چنین صحنهای شود؟
استاندار اصفهان، مدیرکل راهآهن استان، وزارت راه و شهرسازی و شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران نمیتوانند نسبت به این مطالبه بیتفاوت باشند. نماینده مردم نیز باید نتیجه پیگیریهای خود را شفاف به مردم اعلام کند.
راهآهن کاشان بیش از یک مدیر با عنوان اداری نیاز دارد؛ این مجموعه به مسئولی نیاز دارد که حضور داشته باشد، اختیار داشته باشد و بتواند درباره عملکردش پاسخ بدهد.
دو سال بلاتکلیفی، برای یک مجموعه مهم حملونقل ریلی، دیگر یک تأخیر ساده نیست.
کاشان حق دارد بداند چه کسی مسئول راهآهن این شهر است؛ و مردم حق دارند خدماتی در شأن شهری با جایگاه کاشان دریافت کنند.
* خبرنگار خبرگزاری مهر در کاشان و آران و بیدگل