پیام سپاهان - افزایش قیمت بنزین؛ تغییر قیمتی است که میتواند زنجیرهای از تصمیمهای روزمره شهروندان را تغییر دهد؛ از اینکه با خودروی شخصی به محل کار بروند یا نه، تا اینکه سفر درونشهری با تاکسی اینترنتی همچنان برایشان صرفه اقتصادی داشته باشد یا به گزینهای پرهزینه تبدیل شود.
به گزارش خبرفوری ، حالا پس از افزایش قیمت بنزین، پرسش اصلی برای بسیاری از شهروندان این است که این تغییر چه اثری بر هزینههای زندگی خواهد گذاشت. در میان مسافران، نگرانی اصلی لزوما مبلغی نیست که مستقیما بابت سوخت پرداخت میشود. بسیاری بیش از هر چیز از اثرات غیرمستقیم افزایش هزینه حملونقل بر قیمت کالاها و خدمات نگرانند؛ همان چیزی که میتواند به معنای کوچکتر شدن دوباره سبد مصرفی خانوار باشد.
تاکسی اینترنتی؛ شغل دوم زیر فشار هزینهها
یکی از نخستین گروههایی که افزایش هزینه سوخت مستقیما به زندگی آنها وارد میشود، رانندگان تاکسیهای اینترنتی هستند. برای رانندهای که تمام درآمدش از جابهجایی مسافر به دست میآید، بنزین تنها یکی از هزینههای خودرو است؛ هزینهای که در کنار تعمیرات، روغن، لاستیک، بیمه و افت ارزش خودرو قرار میگیرد.
به همین دلیل، افزایش قیمت سوخت میتواند برای بخشی از رانندگان پارهوقت معنای متفاوتی داشته باشد. فردی که بعد از ساعات کاری چند ساعت مسافرکشی میکرد تا بخشی از هزینههای زندگی را تأمین کند، حالا باید دوباره حساب کند که آیا درآمد حاصل از این کار، پس از کسر سوخت و استهلاک، همچنان ارزش زمانی را که صرف میکند دارد یا نه.
بیشتر بخوانید:
تنها بیا با عشقت برگرد! | در ایونتهای شبانه بچه پولدارهای بالاشهر چه میگذرد؟
آرامش با دیازپام ده | مصرف داروهای آرامبخش در ایران ۹۰۰ درصد بیشتر شد
بازار میلیونی اضطراب | از رمل و اسطرلاب تا اینستاگرام؛ رونق جادو و جنبل در ایران
اجاره خودرو برای «دور دور» | نمایشی از شکاف طبقاتی یا واقعیت اقتصادی؟
این مسئله بهخصوص برای خودروهایی که مصرف سوخت بالاتری دارند، جدیتر است. راننده ممکن است در ظاهر برای هر سفر مبلغی دریافت کند، اما بخشی از درآمد او همان ابتدا صرف سوخت میشود و بخش دیگری نیز به هزینه استهلاک خودرو اختصاص پیدا میکند؛ هزینهای که معمولا در محاسبه درآمد روزانه دیده نمیشود.
درد ما فقط بنزین نیست
در میان فعالان ناوگان حملونقل، یک گلایه مشترک بیشتر شنیده میشود: مشکل خودرو فقط قیمت بنزین نیست. یکی از رانندگان در توصیف وضعیت موجود میگوید: «درد اصلی ما بنزین ۱۰هزار تومانی نیست؛ درد ما لاستیکی است که جفتی چند میلیون تومان شده و روغنی که هر ماه باید تعویض شود.»
این جمله به یک واقعیت مهم اشاره دارد؛ اقتصاد رانندگی با خودرو، مجموعهای از هزینههای بههمپیوسته است. افزایش قیمت سوخت اگرچه مستقیما هزینه هر کیلومتر رانندگی را بالا میبرد، اما وقتی همزمان قیمت قطعات، تعمیرات و خدمات خودرو نیز افزایش یافته باشد، فشار نهایی چند برابر احساس میشود.
برای رانندگان تاکسیهای اینترنتی، خودرو هم وسیله کار است و هم سرمایه. هر کیلومتر بیشتر، به معنای فرسودگی بیشتر خودرو و نزدیکتر شدن زمان تعمیر یا تعویض قطعات است. بنابراین ممکن است افزایش قیمت بنزین در نهایت برخی رانندگان را به کاهش ساعات فعالیت یا حتی خروج از بازار مسافرکشی پارهوقت سوق دهد.
مسافر هم حسابوکتابش را عوض میکند
طرف دیگر ماجرا مسافران هستند. وقتی هزینه جابهجایی بالا میرود، اولین واکنش لزوما حذف کامل سفر با تاکسی اینترنتی نیست؛ ممکن است سفرهای غیرضروری ابتدا حذف شوند.
یک خرید ساده در مرکز شهر، دیدار دوستانه، رفتن به کافه یا حتی بخشی از تفریحات شبانه، حالا ممکن است در ذهن شهروند با یک محاسبه تازه همراه شود: «آیا این رفتوآمد ارزش هزینهای را که باید پرداخت کنم دارد؟»
به این ترتیب، افزایش قیمت سوخت میتواند حتی بدون آنکه مستقیما قیمت همه خدمات را افزایش دهد، رفتار مصرفکننده را تغییر دهد. شهروند ممکن است تعداد سفرهایش را کاهش دهد، چند کار را در یک مسیر انجام دهد یا به جای خودروی شخصی و تاکسی اینترنتی، بیشتر از حملونقل عمومی استفاده کند.
نگرانی بزرگتر؛ موج تازه تورم
اما شاید مهمترین نگرانی خانوارها، خود بنزین نباشد. تهرانیها بیش از هزینه مستقیم سوخت، نگران اثری هستند که افزایش هزینه حملونقل بر قیمت کالاهای اساسی و سایر اقلام سبد مصرفی خواهد گذاشت.
در اقتصادی که خانوار پیش از این نیز با افزایش هزینه مسکن، خوراک، درمان و سایر نیازهای ضروری مواجه بوده، هر افزایش جدید در هزینههای تولید و توزیع میتواند فشار مضاعفی ایجاد کند. اگر هزینه حملونقل به قیمت نهایی کالاها منتقل شود، شهروند در نهایت نه فقط هنگام سوختگیری، بلکه هنگام خرید مواد غذایی، خدمات و کالاهای مختلف نیز اثر آن را احساس خواهد کرد.
تفریح؛ اولین قربانی کاهش قدرت خرید
تغییر الگوی مصرف فقط به خرید کالا محدود نمیشود. تفریح نیز یکی از نخستین بخشهایی است که در دوره فشار اقتصادی از سبد خانوار حذف یا محدود میشود.
برای جوانانی که شبها با دوستانشان به نقاط مختلف شهر میروند، افزایش هزینه رفتوآمد میتواند به معنای کاهش تعداد دورهمیها یا انتخاب مکانهای نزدیکتر باشد. سفرهای کوتاه شهری، کافهرفتن و سایر تفریحات نیز ممکن است به تدریج جای خود را به گزینههای کمهزینهتر بدهند.
یک راننده مسن در توصیف شرایط میگوید: «همه میدانیم ناترازی بنزین وجود داشت و دولت ناچار بود تصمیمی بگیرد؛ اما مشکل اینجاست که این ۱۰هزار تومان آخر ماجرا نیست.»
این جمله شاید مهمترین بخش ماجرا باشد. مسئله اصلی تنها قیمت جدید بنزین نیست؛ مسئله این است که این افزایش قیمت در نهایت چه زنجیرهای از افزایش هزینهها و تغییر رفتارها را به دنبال خواهد داشت.
بنزین گرانتر میشود، راننده بیشتر حسابوکتاب میکند، مسافر سفرهای غیرضروری را حذف میکند و خانوار پیش از هر خرید، یک بار دیگر دخل و خرجش را میسنجد. در این میان، اگر قرار باشد فشار هزینهای از سوخت به حملونقل، کالا و خدمات منتقل شود، آنچه تغییر میکند فقط قیمت بنزین نیست؛ الگوی زندگی و مصرف شهروندان نیز آرامآرام تغییر خواهد کرد.