دوشنبه ۲ شهريور ۱۴۰۵

اقتصادی

طرح مجلس: امنیت؛ علیه خودش | آخرین خبر

طرح مجلس: امنیت؛ علیه خودش | آخرین خبر
پیام سپاهان - روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست مهدی علی آبادی| اگر جزئیاتی که درباره طرح «مقابله با نفوذ» منتشر شده ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی علی آبادی| اگر جزئیاتی که درباره طرح «مقابله با نفوذ» منتشر شده با همین منطق وارد قانون شود، تعریف امنیت و جامعه با چالش مواجه می‌شود. قرار است با نفوذ خارجی مقابله شود؛ اما اگر «نفوذ» آنقدر گسترده تعریف شود که فعالیت روزنامه‌نگار، پژوهشگر، دانشگاهی، هنرمند، فعال مدنی، مدرس و حتی ارائه پیشنهاد سیاستی را در معرض تفسیر امنیتی قرار دهد، فراتر از مقابله با نفوذ؛ بخش‌هایی از جامعه را وارد قلمرو امنیتی می‌کنیم. این اتفاق در ایران امروز اهمیت مضاعفی دارد. جامعه ایران دیگر جامعه‌ای بسته و منزوی نیست. بخش بزرگی از جمعیت در کلان‌شهرها زندگی می‌کند و بخش مهمی از نیروی تحصیل‌کرده، متخصص و مولد کشور در همین فضاها متمرکز است. این جامعه با جهان ارتباط دارد؛ دانشگاه با دانشگاه، پژوهشگر با شبکه علمی، اقتصاد با بازار و رسانه با رسانه‌های جهان. نمی‌توان این جامعه را با منطق یک جامعه بسته اداره کرد.
اگر «ارتباط» و «نفوذ» در عمل به یکدیگر نزدیک شوند دانشگاه احتیاط می‌کند و ممکن است از مشارکت عقب بکشد. پژوهشگر خودش را محدود می‌کند و ممکن است مهاجرت کند. رسانه عقب می‌نشیند و هنرمند و کارشناس نیز پیش از ارائه نظر یا پیشنهاد به پیامد امنیتی آن فکر می‌کند. درنهایت ممکن است، بخشی از این فضا از عرصه رسمی خارج و رادیکال شود.
این یعنی خودسانسوری و خودسانسوری فقط مسئله آزادی نیست؛ ظرفیت حکمرانی را هم کاهش می‌دهد. حکومت برای تصمیم درست به اطلاعات واقعی جامعه، نقد و اختلاف‌نظر نیاز دارد. اگر این صداها حذف شوند، حکومت لزوماً مخالف کمتری نخواهد داشت؛ فقط اطلاعات کمتری از جامعه دریافت خواهد کرد و اینجا مسئله امنیتی می‌شود. جامعه‌ای که راه‌های قانونی و مدنی بیان نارضایتی در آن محدود شود الزاماً آرام‌تر نمی‌شود. نارضایتی ممکن است از گفت‌وگو به سکوت، از سکوت به خشم و از خشم به اعتراض منتقل شود. بعد پاسخ امنیتی می‌آید و پاسخ امنیتی‌تر، شکاف را عمیق‌تر می‌کند. این چرخه برای ایران خطرناک است؛ چون ایران امروز در یکی از دشوارترین محیط‌های ژئوپلیتیکی چند دهه اخیر قرار دارد. اسرائیل، اعراب و همسایگان از تضعیف ایران و کاهش قدرت منطقه‌ای و حتی تجزیه ایران سود می‌برند. روسیه نیز از استمرار بحران منطقه‌ای با توجه به منافع خود در رقابت با غرب و جنگ اوکراین، منافعی دارد. چین نیز از دایره ذی‌نفعان خارج نیست.
در این میان، سوال مهم این است که چه کسی از شکاف داخلی سود می‌برد؟ اگر شکاف دولت و جامعه عمیق شود بازیگر خارجی الزاماً لازم نیست شکاف بسازد؛ کافی است از آن استفاده کند. در داخل نیز کسانی هستند که پایگاه سیاسی خود را در فضای رقابتی و عادی در معرض خطر می‌بینند و از استمرار فضای امنیتی سود می‌برند. جریان‌هایی نیز هستند که استمرار بحران خارجی و نیاز دائمی به امنیت و سیاست خارجی سخت، برایشان اهمیت سیاسی و راهبردی ایجاد می‌کند. ممکن است این نیروها هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند اما می‌توانند به نتیجه‌ای مشابه برسند: کوچک شدن فضای میانی جامعه.
فضای میانی، همان ‌جایی است که یک نفر می‌تواند منتقد حکومت باشد بدون اینکه دشمن کشور تلقی شود؛ با جهان ارتباط داشته باشد بدون اینکه نفوذی باشد؛ سیاستی را نقد کند بدون اینکه برانداز باشد و از عملکرد حکومت ناراضی باشد بدون اینکه خواهان فروپاشی کشور باشد. اگر این فضا از بین برود، جامعه به سمت دوقطبی شدن می‌رود و جامعه دوقطبی، جامعه‌ای شکننده‌تر است.
مسئله فقط آزادی نیست؛ مسئله قدرت ملی است. کشوری که دانشگاه ضعیف، رسانه خاموش، طبقه متوسط بی‌اعتماد و نیروی متخصص مهاجر دارد، حتی اگر از نظر امنیتی سخت‌تر شده باشد، الزاماً امن‌تر نشده است؛ ممکن است، آسیب‌پذیرتر شده باشد. امنیت فقط مرز و موشک و دستگاه اطلاعاتی نیست. اعتماد اجتماعی، امید به آینده و مشارکت سیاسی هم امنیت است و مهم‌تر از همه این باور که می‌توان در داخل کشور حرف زد، نقد کرد، پیشنهاد داد و شنیده شد، بخشی از امنیت ملی است. جامعه قوی، تحصیل‌کرده، امیدوار و مشارکت‌جو، بزرگ‌ترین مانع نفوذ خارجی است و اگر این جامعه را از خود دور کنید، دشمن خارجی دیگر لازم نیست راه نفوذ پیدا کند؛ راه خودش باز می‌شود.


نظرات شما