دوشنبه ۲ شهريور ۱۴۰۵

سیاسی

هزینه‌های سنگین درمان در سایه غفلت از فرهنگ پیشگیری

هزینه‌های سنگین درمان در سایه غفلت از فرهنگ پیشگیری
پیام سپاهان - اصفهان- تداوم رویکرد درمان‌محور بدون اصلاح سبک زندگی و تقویت آموزش‌های پیشگیرانه، آینده سلامت جامعه و اقتصاد خانوارها را با بحران جدی مواجه می‌کند.
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اصفهان- تداوم رویکرد درمان‌محور بدون اصلاح سبک زندگی و تقویت آموزش‌های پیشگیرانه، آینده سلامت جامعه و اقتصاد خانوارها را با بحران جدی مواجه می‌کند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها-عاطفه قلع ریز * : سلامت عمومی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه و زیربنای توسعه پایدار آن است. جامعه‌ای که شهروندان سالم، توانمند و برخوردار از آرامش جسمی و روانی داشته باشد، می‌تواند مسیر پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با هزینه‌ای کمتر و ظرفیت بیشتر طی کند.
با این حال، اهمیت نظام سلامت زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم بسیاری از خانواده‌ها به‌طور مستقیم با بیماری، مراجعه مکرر به مراکز درمانی، هزینه‌های سنگین پزشکی و اضطراب ناشی از وضعیت جسمانی اعضای خانواده مواجه‌اند.
مسئله سلامت در ایران را نمی‌توان صرفاً به تعداد بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، پزشکان یا میزان دسترسی به دارو محدود کرد. بخش مهمی از چالش‌های موجود، به ضعف فرهنگ پیشگیری و کم‌رنگ بودن آموزش‌های سلامت‌محور در خانواده، مدرسه و جامعه بازمی‌گردد. در واقع، بسیاری از بیماری‌ها پیش از آنکه به مرحله درمان برسند، می‌توانند با اصلاح سبک زندگی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی و مدیریت فشارهای روانی کنترل یا از بروز آن‌ها جلوگیری شود.
صندوق ذخیره سلامت سرمایه‌ای برای آینده خانواده است
در فرهنگ عمومی خانواده‌ها معمولاً برای خرید مسکن، تأمین هزینه تحصیل، ازدواج، بازنشستگی و سایر نیازهای آینده پس‌انداز می‌کنند. بااین‌حال کمتر به این موضوع توجه می‌شود که سلامت نیز به نوعی سرمایه‌گذاری و ذخیره‌سازی مستمر نیاز دارد.
صندوق ذخیره سلامت الزاماً به معنای واریز ماهانه مبلغی به حساب بانکی نیست؛ بلکه به معنای مجموعه‌ای از رفتارها و تصمیم‌های روزمره‌ای است که از فرسایش جسم و روان اعضای خانواده جلوگیری می‌کند.
این صندوق سلامت از سه پایه اصلی تشکیل می‌شود: تغذیه سالم، فعالیت بدنی منظم و توانایی مدیریت استرس. رعایت این سه اصل، می‌تواند نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به بسیاری از بیماری‌های مزمن، افزایش توان جسمی، ارتقای سلامت روان و کاهش هزینه‌های درمانی ایفا کند. تغذیه متعادل و استفاده از مواد غذایی سالم، تحرک روزانه و برخورداری از مهارت‌های مقابله با اضطراب، اقداماتی ساده اما اثرگذارند که متأسفانه در بسیاری از خانواده‌ها به بخشی ثابت از سبک زندگی تبدیل نشده‌اند.
ضرورت آموزش سلامت از دوران کودکی
فرهنگ سلامت باید از سال‌های نخست زندگی شکل بگیرد. کودک باید در خانواده و مدرسه بیاموزد که سلامت، موضوعی مربوط به زمان بیماری نیست؛ بلکه مسئولیتی مستمر و بخشی از شیوه زندگی است. آموزش مفاهیمی مانند تغذیه متوازن، بهداشت فردی، اهمیت خواب کافی، فعالیت بدنی، سلامت روان، مهارت‌های کنترل خشم و مدیریت اضطراب باید جایگاه جدی‌تری در نظام آموزشی کشور پیدا کند.
نظام آموزشی نباید صرفاً بر انتقال محفوظات و موفقیت در آزمون‌ها متمرکز باشد. دانش‌آموزان در کنار آموزش‌های علمی، به مهارت‌هایی نیاز دارند که به آنان امکان دهد از جسم و روان خود مراقبت کنند. نسلی که با اصول زندگی سالم آشنا نباشد، در بزرگسالی بیش از دیگران در معرض بیماری‌های جسمی و روانی قرار خواهد گرفت و هزینه‌های آن نیز بر خانواده و نظام سلامت تحمیل خواهد شد.
سلامت روان و فشارهای اجتماعی
در سال‌های اخیر، افزایش اضطراب، استرس، فشارهای اقتصادی، ناامنی شغلی و نگرانی نسبت به آینده، سلامت روان بخش‌هایی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. استرس مزمن می‌تواند کیفیت خواب، تغذیه، روابط خانوادگی و عملکرد اجتماعی افراد را مختل کند و زمینه بروز یا تشدید بسیاری از بیماری‌ها را فراهم آورد. از این‌رو، سلامت جسم و روان را نمی‌توان از یکدیگر جدا دانست.
در چنین شرایطی، آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و تقویت تاب‌آوری اجتماعی باید به یکی از اولویت‌های سیاست‌گذاری عمومی تبدیل شود. رسانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی، سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای محلی می‌توانند در این زمینه نقش مؤثری ایفا کنند. افزایش آگاهی عمومی، دسترسی آسان به مشاوره‌های تخصصی و فراهم‌کردن فرصت‌های مشارکت اجتماعی و ورزشی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند فشارهای روانی را کاهش دهد.
سلامت حقی عمومی است نه امتیازی طبقاتی
یکی از مشکلات مهم در مسیر ارتقای سلامت، نابرابری در دسترسی به امکانات و خدمات سلامت‌محور است. تغذیه سالم، مواد غذایی باکیفیت، خدمات مشاوره تغذیه، امکانات ورزشی و مراقبت‌های روان‌شناختی، برای بخش قابل توجهی از مردم به کالاها و خدماتی پرهزینه تبدیل شده‌اند. در نتیجه، بهره‌مندی از سبک زندگی سالم گاه به امتیازی برای اقشار برخوردار تبدیل می‌شود؛ درحالی‌که سلامت باید حقی عمومی و قابل دسترس برای همه شهروندان باشد.
اگر خانواده‌های کم‌درآمد نتوانند به مواد غذایی سالم دسترسی داشته باشند، اگر ورزش همگانی در محله‌ها و فضاهای عمومی توسعه نیابد و اگر خدمات مشاوره‌ای و پیشگیرانه هزینه‌های سنگینی داشته باشد، انتظار اصلاح سبک زندگی از مردم بدون فراهم‌کردن زیرساخت‌های لازم، واقع‌بینانه نخواهد بود. بنابراین، سیاست‌های سلامت باید با سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و رفاهی هماهنگ شوند و کاهش نابرابری در دسترسی به امکانات سلامت در مرکز توجه قرار گیرد.
ضرورت تغییر رویکرد از درمان‌محوری به پیشگیری
در سال‌های اخیر، این آگاهی در میان بخشی از مردم افزایش یافته است که هزینه‌کردن برای پیشگیری، تغذیه مناسب و اصلاح سبک زندگی، بسیار کم‌هزینه‌تر از درمان بیماری‌های پیشرفته است. بااین‌حال، این نگرش هنوز به‌طور کامل در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور نهادینه نشده است. اختصاص منابع گسترده به ساخت بیمارستان‌ها، توسعه مراکز درمانی، تأمین دارو و خرید تجهیزات پزشکی ضروری است، اما این اقدامات نباید جایگزین سرمایه‌گذاری در پیشگیری شوند.
جامعه‌ای که تنها پس از وقوع بیماری وارد عمل می‌شود، همواره با هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی مواجه خواهد بود. در مقابل، سرمایه‌گذاری در آموزش سلامت، غربالگری، تغذیه، ورزش همگانی و سلامت روان می‌تواند از بروز بسیاری از بیماری‌ها جلوگیری کند و فشار وارد بر نظام درمان را کاهش دهد.
ترویج فرهنگ سلامت نیازمند همکاری همه نهادهای اجتماعی است. خانواده باید الگوی رفتار سالم باشد؛ مدرسه باید آموزش سلامت را جدی بگیرد؛ رسانه‌ها باید از انتشار اطلاعات نادرست و تبلیغ الگوهای ناسالم پرهیز کنند و به ترویج آگاهی‌های علمی بپردازند. از سوی دیگر، مسئولان نیز باید با طراحی برنامه‌های جامع و بلندمدت، زمینه دسترسی عادلانه مردم به غذای سالم، امکانات ورزشی و خدمات بهداشت روان را فراهم کنند.
ورزش همگانی نباید به ثبت‌نام در باشگاه‌های گران‌قیمت محدود شود. ایجاد پارک‌ها، مسیرهای پیاده‌روی، فضاهای ورزشی محله‌ای و برنامه‌های رایگان یا کم‌هزینه می‌تواند امکان مشارکت گروه‌های مختلف جامعه را افزایش دهد. همچنین لازم است آموزش‌های پیشگیرانه به زبان ساده، مستمر و قابل فهم در اختیار خانواده‌ها قرار گیرد.
سلامت، موضوعی نیست که بتوان آن را تنها در زمان بیماری پیگیری کرد. سلامت، نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌های روزانه، سیاست‌های عمومی و شرایط اجتماعی است. اگر قرار است جامعه‌ای پویا، سالم و توانمند داشته باشیم، باید از نگاه صرفاً درمان‌محور فاصله بگیریم و پیشگیری را به بخش جدایی‌ناپذیر فرهنگ عمومی تبدیل کنیم.
خانواده‌ها باید برای سلامت خود برنامه داشته باشند، مدارس باید آموزش سلامت را از حاشیه به متن بیاورند، رسانه‌ها باید آگاهی‌بخشی علمی را تقویت کنند و مسئولان باید سلامت را به‌عنوان یک حق عمومی و اولویت ملی دنبال کنند. سرمایه‌گذاری در سلامت، هزینه اضافی نیست؛ بلکه ضرورتی برای کاهش رنج انسان‌ها، افزایش بهره‌وری جامعه و تضمین آینده کشور است.
تا زمانی که پیشگیری به فرهنگ غالب خانواده‌ها و سیاست‌گذاری عمومی تبدیل نشود، داستان سلامت در ایران همچنان با فصل‌های طولانی بیماری، اضطراب و هزینه‌های درمان ادامه خواهد یافت. اما با آموزش، برنامه‌ریزی و عزم جمعی می‌توان این روایت را تغییر داد و آینده‌ای ساخت که در آن سلامت، نه امتیازی محدود، بلکه حقی همگانی و در دسترس برای همه باشد.
*کارشناس آموزش سلامت


نظرات شما