پیام سپاهان - آرمان امروز / «اهمیت زمان در توافق با آمریکا» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم حمید روشنایی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
بیش از ۶ ماه است که از جنگ ۴۰ روزه و بیش از یکسال است که از جنگ ۱۲ روزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی می گذرد و شرایط همچنان در حالت نه جنگ و نه صلح باقی مانده است. وضعیت کنش دو هماورد در حالی که توافق اسلام آباد همچنان معلق مانده است، نشان می دهد که شرایط به تعادل رسیده و قرار نیست در میدان جنگ و یا مذاکره کار به نتیجه برسد. اما آیا زمان می تواند به نفع یک کدام وارد صحنه شده و نتیجه را تغییر دهد؟
هرکدام از دو طرف جنگ ایران و آمریکا برروی زمان حساب ویژه باز کرده اند. تهران می اندیشد که گذشت زمان می تواند:
1- شکست ترامپ در انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۶ را به همراه داشته باشد. بدین معنا که حزب جمهوری خواه حامی ترامپ با به دست نیاوردن تعداد کافی نماینده در کنگره و سنا، اکثریت را از دست داده و مشکلات آتی را برای رئیس جمهور آمریکا ایجاد خواهد کرد.
2- با تاب آوری، کنترل تنگه هرمز در اختیار ایران قرار خواهد گرفت. ادامه جنگ و یا یک توافق به نفع ایران می تواند کنترل همیشگی تنگه هرمز و به تبع آن خلیج فارس را، برای ایران به همراه داشته باشد.
3- افزایش قیمت نفت با بسته بودن تنگه هرمز، اقتصاد جهان را به چالش می کشد و فشار کشورهای مختلف که از این وضعیت ناراضی هستند، ترامپ را مجبور به پذیرش خواسته های ایران می کند.
4- افزایش قیمت بنزین به دنبال افزایش قیمت نفت، موجب فشارهای داخلی و نارضایتی مردم آمریکا گشته و حکومت ترامپ را در تنگنا قرار می دهد.
5- بسته بودن تنگه هرمز و عدم صادرات نفت و گاز و مواد نفتی از این منطقه، کشورهای حاشیه خلیج فارس را وادار به پذیرش مدیریت ایران و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه خواهد کرد.
6- ارتش آمریکا بخصوص سربازان در ناو این کشور با ادامه شرایط کنونی دچار فرسودگی و خستگی شده و در نهایت دولت این کشور مجبور به انجام توافق با ایران و ترک منطقه گردد.
اما واشنگتن به نوعی دیگر به موضوع نگاه می کند و می اندیشد:
1- حفظ محاصره ایران و عدم پایان نه جنگ و نه صلح، تاب آوری ملت و مقامات ایرانی را به اتمام خواهد رساند و ممکن است به بازگشت آشوب های دی ماه ۱۴۰۴ منجر گردد.
2- ادامه شرایط موجود، اقتصاد ایران را با مشکلات بیشتر روبرو نموده و موجب فروپاشی آن خواهد شد و به نوعی ایران به یک کشور ورشکسته ( FAILED STATE ) تبدیل می گردد.
3- ادامه فشارهای اقتصادی علیه ایران، موجودی ارزی ایران را به پایان رسانده و توانایی ایران را برای ادامه جنگ و بازدارندگی از بین خواهد برد و مجبور به تسلیم خواهد نمود.
4- محاصره دریایی، تلاش ایران را برای استفاده از تنگه هرمز به عنوان یک سلاح بی اثر کرده و در نهایت به این نتیجه می رساند که برای ادامه تجارت خود، می بایست خواست آمریکا را گردن نهد.
5- ادامه بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی منطقه خلیج فارس و دریای عمان، کشورهای منطقه را به یافتن راهی جهت صدور انرژی مجبور نموده و یکی از این راه ها می تواند سرزمین های اشغالی فلسطین باشد که نتیجه آن صلح با رژیم صهیونیستی و الحاق به پیمان ابراهیم خواهد بود.
در این دو اندیشه، چند موضوع ممکن است مورد غفلت قرار گرفته باشد:
الف- مردم ایران نشان داده اند که در زمان بحران، تاب آوری بیشتری نسبت به شرایط عادی دارند و حاضر به پذیرش مشکلات در شرایط جنگی هستند؛
ب- دولتمردان ایرانی نشان داده اند که همیشه راه هایی را برای فرار از تحریم و محاصره یافته اند و همین راز پایداری انقلاب اسلامی تاکنون بوده است؛
ج- ترامپ در صورت شکست در انتخابات معلوم نیست که ناتوان گردد و شاید انگیزه کنونی خود را برای انجام مذاکره از دست بدهد و مانند یک مار زخم خورده به هر اقدامی دست بزند؛
د- افزایش فشار بر اقتصاد جهان و کشورهای منطقه معلوم نیست چه پیامدهایی را برای ایران و آمریکا به همراه داشته باشد و ممکن است به یک اتفاق جهانی علیه ایران و آمریکا بینجامد و شرایط را سخت تر کند؛
م- اقتصاد ایران هنوز مشخص نیست چه عکس العملی را در قبال افزایش فشارها نشان بدهد. بنابراین آزمون هر دو طرف، ممکن است به نتیجه دلخواه نرسد.
بهر صورت زمان، مملو از فرصت هاییست که می تواند به برنده شدن یا بازنده شدن بینجامد و از دست دادن آن، بدترین پشیمانی ها را به همراه خواهد داشت.