پیام سپاهان - دنیای اقتصاد / «دوری از تورم محیرالعقول» عنوان سرمقاله در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم پویا جبل عاملی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
درک وضعیت کشورهایی که در تاریخ تورمهای محیرالعقول را تجربه کردهاند، برای سیاستگذاران و کارشناسان بیش از گذشته اهمیت دارد. مساله این نیست که اقتصاد ایران حتما به آن شرایط میرسد، بلکه درک ما از آن موجب میشود تا به ابزارهای لازم برای اجرای سیاستهای ضد تورمهای محیرالعقول آماده باشیم.
تاریخ حکایت میکند که اکثریت کشورهایی که این تجربه دردناک را داشتهاند، ابتدا با یک شوک منفی طرف عرضه مواجه بودهاند. شوکی ناشی از جنگ، تنشهای داخلی یا تحریمهای بینالملل. بنابراین اولین قطعه پازل تورمهایی که ونزوئلا، آلمان وایماری، زیمبابوه و... تجربه کردهاند از شوک منفی بزرگ در طرف عرضه رخ داده است. این قطعه متاسفانه امروز برای ما نیز رخ داده است. اما قطعه بعدی چیست؟
مرحله بعدی، کسری بودجه ناشی از این شوک است. معمولا اگر درآمد دولت نتواند ۵۰درصد هزینههای آن را پوشش بدهد، زنگ خطر به صدا در میآید. اگر این رقم به زیر ۳۰درصد برسد یعنی ۷۰درصد هزینه دولت بخواهد با چاپ پول پوشش داده شود، سخت بتوان از تورم ۵۰درصدی ماهانه، دور ماند. اقتصاددان مشهور فیلیپ کاگان اولینبار در کتاب «دینامیک پولی ابرتورم» مکانیسم رخ دادن چنین تورمهایی را تشریح میکند. کاگان از چرخه معیوبی سخن میراند که تورم فزاینده را حادث میکند. هرچه سرعت حرکت بین مراحل مختلف این چرخه بیشتر باشد، تورم سرعت بیشتری میگیرد. اما چرخه معیوب چیست؟
۱. دولت برای تامین کسری بودجه پول چاپ میکند.
۲. تورم افزایش مییابد.
۳. مردم انتظار تورم بیشتری پیدا میکنند.
۴. تقاضا برای نگهداری پول کاهش مییابد.
۵. سرعت گردش پول افزایش مییابد.
۶. تورم باز هم بیشتر میشود.
۷. دولت برای جبران هزینههای خود پول بیشتری چاپ میکند. این چرخه در ابرتورم بهگونهای عمل میکند که دیگر دولت نمیتواند از چاپپول کسب درآمد کند؛ زیرا قبل از آنکه دولت بخواهد چاپ پول کند، عاملان اقتصادی زودتر حرکت دولت را تشخیص میدهند و انتظارات قیمتی را با چاپپولی که قرار است انجام شود، تعدیل میکنند. در نتیجه هنگام چاپ پول باز دولت، کم میآورد. وضعیتی واگرا در اقتصاد.
در مدل کاگان میتوان درآمد واقعی ناشی از چاپ پول را بهصورت تابعی از سطح تورم بهدست آورد. این تابع شکلی شبیه نمودار لافر دارد. یعنی در ابتدا وقتی دولت چاپ پول را افزایش میدهد اگرچه تورم را همافزون میکند؛ اما درآمد واقعی خود را از این چاپ پول افزایش میدهد و میتواند بیشتر خرج کند. اما در یک سطح تورمی این درآمد واقعی ناشی از چاپ پول به حداکثر خود میرسد و اگر بعد از این سطح، دولت دست به چاپ پول بزند، تورم را افزایش میدهد؛ اما درآمدش از چاپ پول کاهش مییابد. دقیقا مانند منحنی لافر که وقتی نرخ مالیات را از یک سطحی بالاتر ببریم؛ چون مردم انگیزه کار و تولید را از دست میدهند، عملا درآمد مالیاتی دولت کاهش مییابد.
حال اگر کسری بودجه دولت از حداکثر مقداری که دولت میتواند از چاپ پول کسب درآمد کند، بیشتر باشد، اینجاست که اقتصاد وارد شرایط واگرایی پولی و تورم محیرالعقول میشود. هرچه عاملان اقتصادی سریعتر دست دولت را بخوانند و نگذارند تا درآمد واقعی از چاپ پول ایجاد شود، شرایط واگرایی پولی زودتر رقم خواهد خورد. شرایطی که در آن دولت عملا هر چه کلهای پولی را افزایش میدهد تا فضایی برای هزینه کردن بودجه بهوجود آید، باز این فضا ایجاد نمیشود و تنها تورم به صورت روزانه افزایش مییابد.
پیشبینی میزان کسری بودجه ناشی از شوک اولیه برای سیاستگذار بسیار مهم است. میزان کسری اگر نزدیک به سطوح بیان شده باشد، مته پرداخت دولتی از منابع بانک مرکزی به دیوار سخت انتظارات تورمی عاملان اقتصادی برخورد میکند و میلیمتری درآمد واقعی برای دولت ایجاد نمیکند. از ابتدا باید از این مته و دریل دوری کرد. اگر دوری نشود، انتظارات قیمتی روی تورم محیرالعقول تنظیم شده و دیگر نمیتوان آن را به این راحتی کنترل کرد. هر چند ریسکهای تورمی کنونی اقتصاد ایران از زمانی که آمار این حوزه جمعآوری شده، بیسابقه است، اما هنوز راه بسیاری مانده تا ایران نیز به موردی تاریخی از تورمهای محیرالعقول بپیوندد. باید مانع تحقق آن شد.