چهارشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۵

مقالات

سرمقاله خراسان/ مخاطب فقط تماشاگر نیست

سرمقاله خراسان/ مخاطب فقط تماشاگر نیست
پیام سپاهان - خراسان/ «مخاطب فقط تماشاگر نیست» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: آخرین باری که به دیدن تئاتر ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - خراسان / «مخاطب فقط تماشاگر نیست» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
آخرین باری که به دیدن تئاتر رفته اید کی بود؟ چه چیزی بیشتر از همه برایتان کسالت آور بوده است؟ تا حالا شده روی صندلی سالن نمایش، از شدت کسل کننده بودن فضا، خوابتان ببرد؟ من خوابم برده.
این روزها در بسیاری از گزارش‌های فرهنگی کشورهای اروپایی، تغییر مهمی در حال رخ دادن است: تئاتر دیگر فقط «نمایش متن ادبی» نیست. آن چیزی که زمانی روی صحنه به شکل دیالوگ، شخصیت و روایت خطی دیده می‌شد، حالا در حال تبدیل شدن به یک «تجربه چندحسی و بینارشته‌ای» است؛ تجربه‌ای که در آن تماشاگر فقط مخاطب نیست، بلکه بخشی از خود اثر است.
وقتی از «تجربه چندحسی» صحبت می‌کنیم، منظور صرفاً دیدن و شنیدن نیست. در این نوع تئاتر، تمام حواس انسان درگیر می‌شود: نور، صدا، حرکت، بو، فضا، تماس فیزیکی با محیط، و حتی گاهی چشیدن یا راه رفتن در میان صحنه. به بیان ساده‌تر، تماشاگر به جای نشستن در سالن تاریک، وارد «جهان اجرا» می‌شود. جهان اجرا می‌تواند یک کارخانه متروکه باشد، یک خانه قدیمی، یک خیابان یا حتی یک فضای دیجیتال ترکیبی. در این‎جا مرز بین صحنه و زندگی واقعی عمداً شکسته می‌شود.
در ادبیات نظری تئاتر امروز، از این نوع اجراها با عنوان «فرم‌های اجرایی و تعاملی» یاد می‌شود. منظور از فرم اجرایی این است که تئاتر دیگر فقط به متن وابسته نیست، بلکه بدن، فضا، حرکت و طراحی صحنه خود به اندازه متن اهمیت پیدا می‌کند. فرم تعاملی هم یعنی تماشاگر می‌تواند وارد روند اجرا شود؛ انتخاب کند، مسیر حرکتش را تغییر دهد، یا حتی در برخی اجراها در شکل‌گیری روایت نقش داشته باشد. نمونه ساده آن اجراهایی است که مخاطب بین اتاق‌ها حرکت می‌کند و هر اتاق بخشی از داستان را روایت می‌کند، یا اجراهایی که بازیگران مستقیماً با مخاطب گفت‌وگو می‌کنند.
منتقدان تئاتر در اروپا امروز یک نکته مهم را مطرح می‌کنند: تئاتر در حال «بازگشت از ادبیات مدرن به تجربه اجرایی» است. یعنی برخلاف قرن بیستم که متن و نمایشنامه مرکز ثقل تئاتر بود، امروز بدن، فضا و تجربه زیسته در حال تبدیل شدن به محور اصلی هستند. این به معنای حذف ادبیات نیست، بلکه به معنای جابه‌جایی مرکز قدرت از متن به اجراست.
در ایران نیز نشانه‌های این تحول وجود دارد، اما هنوز پراکنده و محدود از آن بهره‎برداری می‎شود. در برخی اجراهای تجربی در تهران و شهرهای بزرگ، تلاش‌هایی برای تئاتر محیطی، اجراهای تعاملی یا ترکیب ویدئوآرت با صحنه دیده می‌شود. با این حال، این جریان هنوز به یک زبان غالب تبدیل نشده است. بخش مهمی از تئاتر ایران همچنان به متن‌محوری کلاسیک وفادار مانده؛ جایی که نمایشنامه همه‌چیز را تعیین می‌کند و اجرا بیشتر نقش بازنمایی دارد تا خلق تجربه.
در حالی که در اروپا نیز این جریان رو به گسترش است، اما برخی منتقدان معتقدند حتی در آن‎جا هم این موج در حال کمرنگ شدن یا تجاری شدن است. بسیاری از اجراهای موسوم به immersive یا تعاملی، در حال تبدیل شدن به تجربه‌های سرگرم‌کننده و توریستی هستند، نه الزاماً تجربه‌های عمیق هنری که این یک هشدار جدی است زیرا اگر تئاتر فقط به «هیجان تجربه» تقلیل پیدا کند، از عمق ادبی و فکری خود فاصله می‌گیرد.تئاتر در آینده چه در ایران و چه در جهان ناچار است از مرزهای سنتی عبور کند. ترکیب ادبیات، موسیقی، هنرهای تجسمی، طراحی صدا و حتی فناوری‌های دیجیتال، دیگر یک انتخاب فانتزی نیست. تئاتری که نتواند چندرشته‌ای شود، به‌تدریج از تجربه زیسته مخاطب در زمان اجرای نمایش حذف خواهد شد.
در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته این باشد تئاتر آینده، ساختن یک جهان قابل تجربه است. جهانی که در آن مخاطب فقط تماشاگر نیست.


نظرات شما