پیام سپاهان - روزنامه سازندگی / «سراشیبی مهاجرت» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم فرزانه ترکان که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در شرایطی که براساس آمارهای اعلام شده ۸۱ درصد رزیدنتهای پزشکی به مهاجرت فکر میکنند و ۷۹ درصد آنان از ورود به دوره رزیدنتی پشیمان هستند، بحران نیروی انسانی در نظام سلامت ایران بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است. به شکلی که بسیاری از پزشکان شغل خود را ترک کردهاند، مسیر حرفهایشان را تغییر دادهاند یا مهاجرت را برگزیدهاند. سیل مهاجرت پزشکان به کشورهای حاشیه خلیجفارس همچنین کشورهای اروپایی، موضوعی است که سالها مطرح میشود اما متأسفانه بهنظر میرسد همه بهسادگی از کنار آن عبور میکنند و توجه کافی به آن نمیشود. باید توجه داشت که پزشکان، پرستاران، فیزیوتراپیستها، تکنسینها و سایر اعضای گروه پزشکی، سرمایههای انسانی جامعه هستند؛ افرادی که برای رسیدن به جایگاه فعلیشان، هزینههای فراوانی صرف شده و کشور باید بتواند از این سرمایهها بهرهمند شود.
با این حال، وقتی از وضعیت پزشکان سخن میگوییم باید در نظر داشته باشیم که بحران در حوزههای پیراپزشکی حتی جدیتر است. زمانی که یک پزشک، بهویژه پزشک عمومی، از تأمین یک زندگی معمولی برای خود ناتوان میشود، چگونه میتوان با قوانین، مقررات و دستورالعملهای اداری انتظار داشت که در حرفه پزشکی باقی بماند و به طبابت ادامه دهد؟ سالهاست که موضوع واقعی نبودن تعرفههای پزشکی مطرح است. هر زمان که بحث واقعیسازی تعرفهها پیش میآید، تنها به درآمد برخی پزشکان اشاره میشود؛ پزشکانی با تخصصهای خاص یا کمیاب که گاه بحث دریافتهای خارج از تعرفه نیز درباره آنها مطرح است. فارغ از درست یا نادرست بودن این موضوع، واقعیت آن است که حتی برای همین گروه نیز تعرفهها به اندازهای غیرواقعی است که با در نظر گرفتن هزینههای اداره مطب، مالیات، بیمه کارکنان و سایر هزینهها ادامه فعالیت اقتصادی عملاً دشوار میشود. از سوی دیگر، پرستارانی را داریم که در مراکز درمانی مشغول بهکار هستند و اضافهکارهایی به آنها تحمیل میشود که دستمزد ساعتی آن حتی از اضافهکار یک کارگر ساده نیز کمتر است. اینها معضلات بسیار جدیای هستند که سالهاست، جامعه پزشکی را درگیر کردهاند. امروز تنها گروهی از پزشکان که در حوزه زیبایی فعالیت میکنند از شرایط درآمدی مناسبتری برخوردارند. بسیاری از پزشکان عمومی عملاً طبابت عمومی را کنار گذاشته و به حوزه زیبایی روی آوردهاند تا بتوانند حداقلهای زندگی خود را تأمین کنند. تعداد پزشکان عمومی برای پوشش کشیک درمانگاهها و مراکز شبانهروزی نیز به حداقل رسیده است. بدون تردید در سالهای آینده با بحرانی مواجه خواهیم شد که در آن تمایل به فعالیت در حوزه درمان بیماریهای داخلی و بیماریهای عمومی بهشدت کاهش خواهد یافت. هماکنون نیز با کمبود پرستار در بیمارستانها مواجه هستیم و به هیچوجه قادر به رعایت استانداردهای بینالمللی در نسبت پرستار به تخت بیمارستانی نیستیم. این مسئله بهطور مستقیم بر کیفیت خدمات درمانی تأثیر میگذارد و موجب افت کیفیت مراقبتهای پزشکی میشود.
به اعتقاد من اکنون بهترین فرصت برای وزیر بهداشت فعلی است-که خوشبختانه ازجمله وزیرانی است که شناخت عمیقی از این مسائل دارد و درد جامعه پزشکی و پیراپزشکی را بهخوبی میشناسد- تا برای حل این معضل گامهای مؤثری بردارد. موضوع دستیاران پزشکی و رزیدنتها نیز ازجمله مسائل مهمی است که بارها درباره آن هشدار داده شده است. بسیاری از آنها دورههای تخصصی را نیمهکاره رها کردهاند و برخی نیز به دلیل فشارهای شدید کاری و روانی تا مرز خودکشی پیش رفتهاند. آمار قابلتوجه خودکشی در میان دستیاران پزشکی در کشور، زنگ خطری جدی است که نباید نادیده گرفته شود. هم برای کاهش فشارهای کاری و بهبود شرایط زندگی دستیاران و هم برای تأمین مالی پزشکان جوانی که وارد بازار کار میشوند، باید تدابیر جدی اندیشیده شود. در غیر اینصورت، حفظ این سرمایههای ارزشمند انسانی برای کشور روزبهروز دشوارتر خواهد شد و نظام سلامت با بحرانهای عمیقتری روبهرو میشود.
بازار ![]()