پیام سپاهان - کیهان / «جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم حسن رشوند که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در سوم خرداد 1361 وقتی رزمندگان اسلام پس از 35 روز مقاومت جانانه در خرمشهر، شهری که 19 ماه در اشغال نیروهای بعثی بود را آزاد کردند، با ورود به شهر با جمله معروفی که بعثیها بر در و دیوار این شهر نوشته بودند، «جئنا لنبقی» یعنی «آمدهایم که بمانیم»، مواجه شدند. دشمن بعثی جنگی را راه نینداخته بود که شهرها را ویران و خاک ایران را ترک کند. او آمده بود که بماند.آن کسانی که نسخه جنگ با ایران را برای او پیچیده بودند با این محاسبه غلط که ایران جمهوری اسلامی در شرایط عدم تعادل قرار دارد و تابآوری نظام بر آمده از انقلاب و مردمی که در آن شرایط، حکومتی را ساقط و حکومت دیگری را جایگزین کردهاند، نمیتواند چندان دوام داشته باشد و در اندک زمانی دچار فروپاشی و تجزیه خواهد شد، رژیم بعث را به طمع انداخت که آغازگر جنگی باشد که دستاورد آن اشغال و تصرف بخشی از خاک و در نهایت سیطره دوباره آمریکا بر ایران صورت پذیرد.با شکست دولت بعثی عراق در خرمشهر و آزادسازی مناطق تحت اشغال در فاصله دو سال و سلسله پیروزیهای چشمگیر توسط رزمندگان اسلام، آمریکا را بر آن داشت با تنگترکردن حلقه فشار به ایران کار نیمه تمام نیابتی خود را با احداث پایگاههای نظامی در کشورهای همجوار ایران، تمام کند. تا آنجا که قبل از جنگ رمضان، آمریکا در منطقه دست کم 19 پایگاه نظامی فعال داشت که 8 مورد آن پایگاههای دائمی این کشور در منطقه به شمار میآمدند. این میزان پایگاه نظامی در اطراف ایران نشان از آن داشت که او نیز همچون رژیم بعثی عراق نیامده بود که برود. اما ایران اسلامی در جنگ 12 روزه با زدن «العدید» بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در قطر که گفته میشود بیش از 10 هزار نیرو را در خود جای داده بود، تابوی امن پایگاههای آمریکا در منطقه را شکست. هرچند پیش از آن نیز این تابو پس از شهادت شهید سلیمانی با اصابت موشکهای ایرانی به پایگاه «عین الاسد» در عراق شکسته شده بود. اما تفاوت العدید با عینالاسد در این بود که آمریکاییها زدن عینالاسد را ختم مخاصمه میدانستند ولی با زدن العدید، تازه سلسله شلیک موشکهای ایرانی بود که پایگاههای دیگر آنها را تهدید میکرد. این بود که توقف جنگ 12 روزه را مطالبه کردند و درست یا غلط ما نیز آتشبس را پذیرفتیم. از جنگ 12 روزه و تنبیه نشدن آمریکا عبرت نگرفتیم که جنگ رمضان آغاز شد.این بار دیگر عینالاسد یا العدید نبود که در آماج موشکهای نقطهزن قرار میگرفت بلکه غالب پایگاههای آمریکا در منطقه؛ از کویت گرفته تا امارات، قطر، بحرین و حتی اردن در زیر آتش موشکها و پهپادهای سپاه و ارتش قرار داشتند و اگر چند پایگاه آنها در عراق و عمان از این حملات سهمگین قسر در رفتند صرفا به دلیل ملاحظات سیاسی ما با این کشورها بود.شاید آمریکاییها نیز همچون بعثیها روی دیوارهای این 19 پایگاه در این کشورها قبل از حمله ایران به این پایگاهها در جنگ رمضان نوشته باشندکه
« We are here to stay» یعنی «آمدهایم که بمانیم» ولی اکنون که با حملات رعد آسا موشکها و پهپادهای نیروهای مسلح ایران مواجه شده و حیثیت چند دهه خود را بر باد رفته میبینند، دانستهاند که آنها نیز همچون حکومت بعث عراق رفتنیاند. چرا که بنا به وعده صادق امام شهیدمان، جنگ امروز، جنگ ارادههاست و ارادهای ماندگار است که عزم راسخ و استقامت داشته باشد.ایشان میفرمایند: «تجربه به ما نشان داده، غیر از وعده الهی که
«و لینصرنّ الله من ینصره» و آیات زیادی که در این جهت هست،فشارها غالباً محکوم به شکست است.یک مدتی فشار میآورند، وقتی که ایستادگی مشاهده شد از این طرف، آن فشار تمام میشود. جنگ، جنگ ارادههاست؛ جنگ عزمهای راسخ است؛ هر که عزمش بیشتر بود، او برنده است.» و پس از جنگ 12 روزه فرمودند: «ملت ایران علاوهبر افتخارات بزرگی که در این ۱۲ روز کسب کرد و امروز همه دنیا به آن اعتراف میکنند، توانست قدرت، استقامت، عزم و اراده و دستِپُر خود را به دنیا نشان دهد به طوری که همه قدرت جمهوری اسلامی را از نزدیک احساس کردند.» این روزها که رئیسجمهور آمریکا هر لحظه با یک توئیت بهدنبال آن است که نبض سیاست و اقتصاد جامعه جهانی و ایران را بالا و پایین کند و ساعتی سخن از حمله گسترده به ایران و چند دقیقه بعد توافق با ایران را دست یافتنی اعلام میکند، دولتمردان و مردم باید بدانند که در جنگ ارادهها هستیم و آتشبس شکنندهای که در آن قرار داریم صرفا یک وقفه تاکتیکی در دل جنگ است.همانگونه که دشمن در سال 61 با تمرکز بر اشغال خرمشهر، اراده ملت ایران و کاهش تابآوری ملی و ایجاد تردید در مردم و مسئولان را هدف گرفته بود و از گزینههای جنگ شناختی استفاده میکرد و پاسخ مؤثر ما در آن مقطع، انسجام ملی، اعتماد به رهبری نظام، استحکام اراده و پرهیز از بازتاب صدای دشمن بود، امروز هم که ترامپ با یاوهگوییهای خود اراده مسئولان و مردم را نشانه گرفته، باید بدانیم وارد همان جنگ و البته با ابزارهای بسیار متفاوت و متنوعتر قرار داریم و نباید تحت تاثیر این جنگ ارادهای دشمن قرار بگیریم.چراکه پیروزی در این نبرد ترکیبی، با تکیه بر بصیرت و ایستادگی مردم و مسئولان رقم خواهد خورد و با این ایستادگی است که صبح پیروزی زودتر از تصور دشمن طلوع میکند.
بنابراین،آنچه امروز در خلیجفارس میگذرد، تداوم همان منطق دفاع مقدس است. اگر دیروز در خرمشهر، رزمندگان اسلام با دست خالی اما با عزمی راسخ در برابر تانکهای دشمن ایستادند، امروز جوانان متخصص و غیور نیروی دریایی سپاه و ارتش، با تکیه بر دانش بومی و توان بازدارندگی، بر خلیجفارس سیطره دارند و تنگه هرمز را آوردگاه نبرد خود قرار دادهاند.اکنون تحلیلگران غربی اذعان دارند که آمریکا در منطقه غرب آسیا با «بحران مدیریت قدرت» مواجه شده است. اما ریشه اصلی این شکست کجاست؟ پاسخ آن را در «جنگ ارادهها» باید جستوجو کرد.
در حالی که سربازان آمریکایی در پایگاههای خود با بحرانهای روحی و نبودِ هدف مشخص دستوپنجه نرم میکنند، مدافعان ایران با اعتقاد و ایمان به «شهادت» به میدان آمدهاند و لحظهای تردید در انتخاب و ادامه این مسیر به خود راه نمیدهند.چراکه تجربه و تاریخ گذشته گواهی میدهد که مستکبران همواره در اوج غرور، با سیلی واقعیت روبهرو شدهاند. خلیجفارس امروز برای آمریکا، یادآور خاطره تلخ «طبس»، «خرمشهر» و«دشت مهیار شهرضای اصفهان همان جایی که بار دیگر اراده الهی بردفن هواگردهای دشمن قرار گرفت»، است. جایی که محاسبات کاغذی در برابر واقعیتِ مقاومت رنگ باخته است.
امروز جمهوری اسلامی در نقطهای ایستاده است که دشمن گزینهای جز «پذیرش واقعیت قدرت ایران» ندارد. شکستهای آمریکا در خلیجفارس در جنگ رمضان، تنها یک حادثه نظامی نیست، بلکه نمادی از «افول آمریکا» در مقیاس جهانی است. جهان در حال گذار به نظم جدیدی است که در آن، قدرتهای استعماری دیگر قادر به تحمیل اراده خود بر ملتهای بیدار نیستند. با وجود تحمیل دو جنگ در یک سال، دیگر ملت ایران نه واکنشِ به ظاهر مثبت ترامپ و تیم جنگطلب او برای مذاکره با ایران را باور دارد و نه توئیتهای تهدیدآمیز و چنگ و دندان نشان دادنهای او از سر ترس و استیصال، رزمندگان پای لانچر و محافظان بیدار تنگه هرمز را بیانگیزه از رویارویی با دشمن میکند. در این سوی میدان نبرد نیز مردم کف خیابان خوشبین به مذاکره بیحاصل با دشمنی که نفسهای آخر حضور خود در خلیجفارس و منطقه را میکشد، نیستند. امروز رزمندگان میدان و خیابان به دنبال ترجمان این پیام رهبر معظم انقلاب (مدّظلّه العالی) به مناسبت روز خلیجفارس هستند که فرمودند: «به حول و قوّه الهی آینده درخشان منطقه خلیجفارس، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود.» و این امر ولی خدا شدنی نیست مگر اینکه در حوزه دیپلماسی هم دیپلماتهای ما همچون رزمندگان میدان و خیابان از اصول ترسیم شده و خطوط قرمز مذاکرات توسط رهبری نظام کوتاه نیایند و دشمن را امیدوار به چیزی نکنند که همواره برای آن نقشه میکشند تا حضور خود را در منطقه استمرار بخشند و باورشان بشود که «آمدهاند که بمانند نه بروند».
آنچه خرمشهر را آزاد کرد و آنچه امروز خلیجفارس را امن نگه میدارد، یک فرمول واحد است: «تکیه بر توان داخلی و ایستادگی بر اصول». دشمن به دنبال آن است که با عملیات روانی و ایجاد یأس، اراده ملت را سست کند. اما تجربه نشان داده است که هرگاه ملت ایران در مسیر جهاد و مقاومت گام برداشته، وعده الهی و پیروزی برای او قطعی است. ما امروز در میانه یک جنگ شناختی بزرگ قرار داریم. پیروزی در خلیجفارس، امتداد همان پیروزی در خرمشهر است و تا زمانی که روحیه «ما میتوانیم» در کالبد این ملت زنده است، هیچ قدرت مادی توان شکستن اراده این مردم را نخواهد داشت. از این منظر، پیوند میان خاطره خرمشهر و تحولات امروز تنها یک مقایسه تاریخی نیست، بلکه یادآور مسیری است که طی آن یک ملت تلاش کرده است جایگاه و امنیت خود را در منطقهای پرتنش حفظ کند که انشاءالله به مدد الهی و ایمان به این آیه شریفه سوره مبارکه هود « فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» حفظ خواهد کرد.
بازار ![]()