پیام سپاهان - روزنامه سازندگی / متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
"پرویز قلیچخانی"، اسطوره فوتبال ایران در ۸۱سالگی درگذشت
پرویز قلیچخانی اسطوره فوتبال ایران، روز شنبه و بعد از تحمل یک دوره نسبتاً طولانی بیماری در ٨١ سالگی در حومه پاریس درگذشت. او بیتردید یکی از مهمترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است که توانسته سه بار قهرمان جام ملتهای آسیا شود. جام قهرمانی ملتهای آسیا که پرویز قلیچخانی در سال ١٣٥٥ در تهران بالای سر برد، آخرین کاپ مهمی بود که فوتبال ایران بهدست آورد.
بازار ![]()
پرویز قلیچخانی که بسیاری از بزرگان او را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران میدانند، در دوران فوتبالش، کاپیتان تیم ملی بود و در تیمهای بزرگی چون تاج، پاس و پرسپولیس بازی کرد. در سال ١٣٤٢ وقتی ٦ بازیکن سرشناس تیم ملی ایران بهخاطر روابط حاکم در فوتبال ایران -که به نادیده گرفته شدن حقوق شاهینیها میانجامید- در مسابقات تدارکاتی قبل از المپیک توکیو شرکت نکردند، باعث شد که قلیچخانی تبدیل به یکی از مهرههای اصلی تیم در المپیک ١٩٦٤ توکیو شود. نمایش خوب او در تیم ملی باعث شد که در اوج جوانی با پیشنهاد گالاتاسرای مواجه شود اما در رسانههای آن زمان از قول او نوشتند: «من هنوز بسیار جوانم و حتی برای کارهایم باید از پدر و مادرم اجازه بگیرم. بهنظرم بازی فوتبال حرفهای خارج از کشورم هنوز برای من بسیار زود است». البته که خودش بعدها عنوان کرد که این جملات را از قول او در مطبوعات منتشر کردند، هرچند بعدها به دلایلی مانند مشکلات پاسپورتش، نتوانست به بایرن مونیخ آلمان بپیوندد.
پرویز قلیچخانی اما از آن دسته از بازیکنانی است که در باشگاههای بزرگ ایران بازی کرده اما بیشتر اعتبار و بزرگیاش بهخاطر درخشش با لباس تیم ملی ایران است. اما آن روز ٢٧ اردیبهشت سال ١٣٤٧ نقطهعطف مهمی در زندگی ورزشی و اجتماعی او بود. در روزهایی که فرانسه و اروپا در آشوب جنبش جوانان بود، پرویز قلیچخانی در قلب تهران یک شلیک تأثیرگذار داشت.
عشق به تختی
پدرش کارگر کوزهپزخانه بود و پرویز در یک خانواده فقیر و کارگری بزرگ شد. شاید همین زندگی در فقر بود که او را با واژههایی چون ظلم و عدالت آشنا کرد. آشناییاش با تختی که در نوجوانی او، یک ستاره بزرگ بود، او را به ورزش علاقهمند کرده و مهمتر از آن به این نتیجه رسید که او را بهعنوان الگوی خودش انتخاب کند. همه اینها احتمالاً باعث شد که او گرایش سیاسی چپ پیدا کند، موضوعی که موجب شد در سال ١٣٥٠ توسط ساواک دستگیر شود. او توانست با اعتراف اجباری به اشتباه از این مهلکه بگریزد اما مشی و مسلک سیاسیاش را هرگز عوض نکرد، هرچند بعدها گفت که تحتتأثیر قیام سیاهکل، گرایش چپ پیدا کرده است. او سالها قبل در اوایل دهه ٤٠ و قبل از واقعه ١٥ خرداد ٤٢ فعالیت سیاسیاش را با حضور در هیئتهای محلی و گروههایی که جوانان درست میکردند، آغاز کرد و یکی از افراد فعال در تظاهرات ١٥ خرداد بود. در سال ١٣٤٧ وقتی اعضای تیم ملی بعد از قهرمانی در آسیا به دیدار شاه رفتند، پرویز قلیچخانی تنها بازیکنی بود که دست شاه را نبوسید. موضوعی که برخی آن را از دلایل اصلی مورد غضب قرار گرفتنش توسط حکومت وقت و سازمان اطلاعات و امنیتش میدانند هرچند خودش این موضوع را دخیل نمیداند: «احساسم این بود که سرمنشأ ظلم، این آدم است با همان تفکراتی که آن موقع داشتیم.
اسطوره همه فوتبالیها
اگر به سراغ قدیمیهای فوتبال از طیفهای مختلف فکر و باشگاهها و خاستگاههای مختلف بروید یک اسم، وجه مشترک همه آنها خواهد بود، وقتی درباره بهترین بازیکن تاریخ فوتبال پرسیده میشود؛ پرویز قلیچخانی بیشک یکی از مهمترین اسطورههای فوتبال ایران بود که سه بار همراه تیم ملی قهرمان جام ملتهای آسیا شد، در سه المپیک حضور داشت و قهرمانی باشگاههای آسیا را به دست آورد. او متولد ١٣٢٤ و بچه محله شهباز تهران بود، جایی که بازیکنان فوتبال و ورزشکاران زیادی را به فوتبال ایران معرفی کرده است. لقب او «کاپیتان قلیچ» و «سردار قلیچ» بود که با توجه به پست بازیاش در میانه زمین و مدیریت بالایی که داشت کاملاً متناسب به نظر میرسید. قلیچخانی صاحب کاریزما و قدرت مدیریت در زمین بود بهطوری که بازیکنان مدعی و سرکشی چون علی پروین، ناصر حجازی و دیگر ستارههای مطرح همدورهاش کاملاً این موضوع را در تیم ملی پذیرفته بودند.