پیام سپاهان - خراسان / «پای کلاس درس رسانه فردوسی» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم مجتبی محمودی مهماندوست که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
شاهنامه فردوسی در زندگی امروز ما همچون رگههایی از هویت مشترک، در رفتارها، باورها و حتی واژگان روزمره جاری است. از نامگذاری فرزندان مانند بهمن، سیاوش و آرش تا ضربالمثلهایی مانند «جهان دیدم و رنج بسیار بردم» که ناخودآگاه بازتابی از نگاه حماسی به زیستن است، در سوگنامهها، عروسیها، تعزیههای آیینی متجلی شده و حتی در نقاشیهای قهوهخانهای، ردپای شاهنامه دیده میشود.
اما ارتباط عمیقتر فردوسی با سواد رسانهای و نبرد امروزین جنگ روایتهاست. در عصر جنگ روایتها، شاهنامه به ما میآموزد که «هویت» یک ملت در گرو «راویان حقیقت» است. فردوسی با نجات زبان فارسی از هجوم بیگانگان، عملاً نخستین عملیات «مقاومت رسانهای» را طراحی کرد؛ او به جای سلاح، از موشک واژه و پدافند حماسه بهره برد.
امروز که رسانههای معارض با ایران، تلاش در تحریف تاریخ و هویت ملی دارند، شاهنامه پادزهر اصلی حماسه ساز و تربیت حماسهسازان است:
- الگوی مقاومت (رستم در برابر افراسیاب) مصداق ایستادن در برابر روایتهای سلطهگر.
- آموزه عدالتخواهی (کاوه آهنگر) الگویی برای نقد منصفانه و مطالبهگری مدنی.
- تنوع فرهنگی (نقش ترکان، رومیان، هندیان) در برابر قطبیسازیهای رسانهای.
- زبان استعاری و چندلایه که برخلاف رسانههای سطحی، توانایی معناپردازی عمیق دارد.
در نبرد رسانهای امروز ایران، شاهنامه یک «دوربین فکری» ارائه میدهد: هر رویداد را میتوان در قالب «تست قهرمانی» (آیا شبیه رستم عمل میکنم یا شبیه اسفندیار؟) تحلیل کرد. همچنین سواد رسانهای مبتنی بر شاهنامه یعنی توانایی تشخیص «راوی امن» از «راوی تحریفگر» - همان طور که سیاوش دروغ سودابه را تشخیص داد.
به طور خلاصه، شاهنامه نه در قفسه کتابها، بلکه در نحوه نگاه ما به قدرت، عدالت، میهن و دیگری زنده است. امروز که ایران درگیر «جنگ ترکیبی روایتها»ست، شاهنامه همان «سند بالادستی هویتی» است که اگر به درستی تفسیر شود، میتواند نقشه راه سواد رسانهای انتقادی و امیدبخش باشد.
بازار ![]()