پیام سپاهان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
رئیسجمهور متوهم آمریکا در حالی که ادعای براندازی و نابودی سه روزه همه توانمندیهای ایران را داشت، در روز صد و هشتم جنگ با ذوقزدگی از نهائی شدن یادداشت تفاهم با ایران خبر داد.
هیجانزدگی ترامپ به این خاطر است که ابتکار عمل ایران در بستن تنگه هرمز و کاهش سنگین نفت و انرژی منطقه، کاهش عرضه و ته کشیدن ذخائر سوخت در کنار افزایش انفجار قیمت نفت و بنزین و گاز شده بود و همین محبوبیت ترامپ در آمریکا را به شدت پایین آورد. ترامپ با سکوت درباره وارونه شدن اهداف جنگ اکنون میتواند خوشحال باشد که تنگه باز میشود و او از بخشی از فشارهای سنگین خلاصی مییابد. هر چند که به خاطر ایجاد جنگی پر هزینه و بیدستاورد همچنان زیر بار سرزنش است.
در چنین وضعیتی، روموال سیورا تحلیلگر فرانسوی مسائل ژئوپلیتیک گفته است: ترامپ برای رسیدن به یک توافق یا دستکم ظاهری از یک توافق، به التماس افتاده تا بدنه رأی خود را حفظ کند. ایالات متحده در قبال ایران دچار یک شکست سیاسی، ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک بیسابقه شده که با شکستهای اخیر آمریکا در جنگهای دیگر قابل مقایسه نیست.
بازار ![]()
معاون ترامپ: مردم آمریکا دوران سختی را گذراندند
در حالی که ترامپ سعی میکند از یادداشت تفاهم برای خود دستاورد بسازد، مرور واکنشها به خبر منتشره در محافل غربی و ارزیابیها از فرجام جنگ، موقعیت خراب او را نشان میدهد. دیروز ساعتی پس از اطلاعرسانی ترامپ، جیدی ونس معاون او درباره وخامت شرایط در آمریکا اذعان کرد: آمریکاییها از قیمتهای پایینتر انرژی بهرهمند میشوند. میدانم که این دوران برای بسیاری از آنها سخت بوده و برای قیمت بالای بنزین رنج بردهاند. اما ما به دستاورد بزرگی رسیدهایم. کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که هزینه انرژی را نه فقط اکنون، بلکه برای درازمدت کاهش دهیم.
دیروز در حالی که مرتز صدر اعظم آلمان میگفت: «از توافق آمریکا و ایران استقبال میکنیم. این میتواند راه را برای یک اقتصاد جهانی احیاشده هموار کند»، ماکرون رئیس جمهور فرانسه اظهار کرد: از توافق استقبال میکنم. توافق باید امکان بازگشایی فوری و بدون قید و شرط تنگه هرمز را فراهم کند. از سرگیری تردد دریایی بدون محدودیت و عوارض، شرط ضروری ثبات منطقهای و اقتصاد جهانی است.
در خلیجفارس باد به پرچم ایران میوزد
در همین حال، دن شاپیرو سفیر پیشین آمریکا در تلآویو در ارزیابی روند جنگ گفت: این جنگ اشتباه بود. رئیسجمهور ترامپ فکر میکرد رژیم ایران بهسرعت سقوط میکند، اما این اتفاق نیفتاد. ایران با بقای خود مقابل حملات سنگین و انجام ضدحملههای مؤثر، از نظر راهبردی تقویت شده است. بسیاری از کشورهای منطقه اکنون به دنبال جلب نظر ایران و خواهان تنشزدایی و بازسازی روابط هستند. این نشان میدهد که باد به کدام سمت میوزد. بازگشایی تنگه هرمز، مهمترین دستاورد این تفاهم است. البته تنگه قبل از جنگ باز بود. ایران یک اهرم نظری را به یک ابزار فشار واقعی و قدرتمند تبدیل کرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در همین زمینه نوشت: تهران پس از این جنگ به یک اهرم فشار جدید در معادلات منطقه و جهان دست یافته است. توافق، منطقه را به شرایط پیش از درگیری بازمیگرداند، اما ایران از توان تأثیرگذاری بر تردد کشتیها برخوردار شده است. با وجود اهداف اعلامی در آغاز جنگ، ایران همچنان توان موشکی خود را حفظ کرده، به حمایت از متحدان منطقهای خود ادامه میدهد و ذخایری از اورانیوم با غنای بالا را در اختیار دارد.
ترامپ با این شکست عمیق چه جشنی میگیرد؟!
دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته آمریکایی ضمن بازخوانی روند جنگ گفت: یادآوری سریع و دردناکی که ترامپ به دنبال جشن گرفتن آن بهعنوان پیروزی است: قبل از اینکه تصمیم به شروع جنگ بگیریم تنگه هرمز باز بود، ایران هیچ یک از داراییهای مسدود شده را آزاد نکرده بود و نمیتوانست برای عبور نفتکشها هزینه دریافت کند و هنوز ۲۰ پایگاه ما عملیاتی بود. همه اینها اکنون تمام شده؛ این یک شکست استراتژیک عمیق آمریکا است.
از سوی دیگر، رابرت مالی، مذاکره کننده و نماینده سابق آمریکا در امور ایران یادآور شد: این تفاهمنامه، یک دستاورد مهم و خوشایند است، زیرا تنگه را دوباره باز میکند. اما همچنین محکومیتی قاطع علیه جنگ است، زیرا مهمترین دستاورد آن بازگشایی تنگهای است که فقط به علت همین جنگ بسته شد.
قدرت ایران، غرور جنگافروزان را شکست
خبرگزاری رویترز هم گزارش داد: توافق میتواند راهی برای خروج ترامپ از جنگی پرهزینه و کاهش تنش در بازارهای انرژی فراهم کند، اما با ابهامهای مهم روبهرو است. مذاکرات درباره برنامه هستهای به یک دوره ۶۰ روزه موکول شده. ترامپ تحت فشار فزاینده برای پایان جنگ قرار داشت، اما بسیاری از اهداف اولیه از جمله تغییر حکومت، محدودسازی برنامه موشکی و پایان حمایت ایران از همپیمانهای منطقهای محقق نشده است. ایران همچنان اهرم فشار بر تنگه هرمز را حفظ کرده است. بسیاری از خطرهای راهبردی و چالشهای منطقهای همچنان پابرجا ماندهاند.
بن کاسپیت، تحلیلگر روزنامه صهیونیستی معاریو، از شکست غرور جنگ افروزان خبر داده و افزوده است: اسرائیل بهای رویارویی و جنگ با ایران را میپردازد که ترامپ را به سمت آن کشاند. کسانی که از سقوط نظام ایران سخن میگفتند و تصور میکردند ائتلاف اسرائیل و آمریکا نتیجهای قاطع و آسان رقم خواهد زد، اکنون در حال جمع کردن بقایای غرور افراطی خود هستند.
خوشحالی ترامپ به خاطر بازگشت به قبل از جنگ!
روزنامه واشنگتن پست با ادبیاتی طعنهآمیز درباره ابراز خوشحالی ترامپ نوشت: ترامپ بازگشت به شرایط پیش از جنگ با ایران را جشن میگیرد. وضعیتی که به اعتقاد برخی کارشناسان به معنای واقعی کلمه عقبنشینی است. او در پی فروپاشی رژیم ایران بود؛ اما به بازگشایی تنگه هرمز اکتفا کرد.
تفاهم میان ایران و آمریکا در حالی شکل میگیرد که ترامپ پس از یک جنگ پرهزینه در تلاش برای پایان آن است و سعی دارد به رغم لفاظیهای روزهای نخست برای نابودی توان ایران، حالا فقط تنگه هرمز را بازگشایی کند. ایران در طول نزدیک به چهار ماه گذشته، به رغم حملات سنگین، در برابر قدرتمندترین ارتش جهان مقاومت کرد. با بسته شدن تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی دچار آشفتگی شده و چنان شکافی میان رئیسجمهوری آمریکا و نخستوزیر اسرائیل ایجاد شد که ترامپ در بخشی از مراسم تولد ۸۰ سالگی به او ناسزا گفت. ترامپ برخلاف لفاظیهای قبل از آغاز جنگ، دیگر از تغییر حکومت نمیگوید و تمرکزش را بر مذاکره با تهران گذاشته است و از هر اقدام نظامی که ممکن است صلح را به خطر بیندازد، عقبنشینی میکند. برایان کاتولیس عضو ارشد مؤسسه خاورمیانه در این خصوص معتقد است: «ترامپ به معنای واقعی کلمه در اینجا عقبنشینی کرد. او میدانست که هیچ گزینه نظامی خوبی وجود ندارد، بنابراین باید به نوعی توافق میرسید.»
کمپین ضدایرانی «غرّش شیران» شکست خورد
در این میان روزنامه اسرائیل هیوم با اذعان بر این واقعیت که کمپین ضدایرانی آمریکا و اسرائیل شکست خورده، میافزاید: تلآویو نهتنها در تحقق اهداف خود برای تضعیف ایران ناکام ماند، بلکه اکنون ناچار است با این واقعیت جدید کنار بیاید که تهران در موقعیتی قدرتمندتر قرار گرفته و نفوذ اسرائیل بر تصمیمگیریهای واشنگتن کاهش یافته است. عملیات موسوم به «غرش شیران» علیه ایران شکست خورد و به اهداف خود دست نیافت. این جنگ نهتنها موجب تضعیف یا بیثباتسازی ایران نشد، بلکه در نهایت به تقویت موقعیت اقتصادی، سیاسی و امنیتی تهران انجامید. شکست این کارزار بیش از هر چیز بیانگر ناکامی راهبرد اسرائیل در قبال ایران است که بر اعمال فشار و همراهی با واشنگتن برای تضعیف این کشور استوار بود. این شکست میتواند پیامدهای مهمی برای توانایی آینده اسرائیل در اثرگذاری بر سیاستهای آمریکا درباره ایران و یا تأثیرگذاری بر توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن داشته باشد.
این تحلیل ادامه میدهد: کشورهای عربی حوزه خلیجفارس برخلاف انتظار تلآویو، نهتنها از ایران فاصله نگرفتهاند، بلکه درصدد حفظ و حتی گسترش روابط خود با تهران هستند؛ به طوری که چشمانداز گسترش توافقهای موسوم به «ابراهیم» و عادی سازی روابط با اسرائیل نیز با چالش جدی مواجه شده است. اسرائیل اکنون در موضوع ایران بیش از گذشته در انزوا قرار گرفته و تنها بازیگری است که همچنان بر کارآمدی گزینه نظامی برای ایجاد تغییرات بنیادین در ایران تأکید دارد. تحولات جاری نهتنها پایان یک کارزار نظامی، بلکه نقطه عطفی راهبردی است که محدودیتهای قدرت اسرائیل را آشکار کرده و تلآویو را مجبور به بازنگری در مفروضات و سیاستهای چند دهه اخیر خود در قبال ایران میکند.
ترامپ باید پاسخگوی هزینههای جنگ باشد
میزان مخالفتها با جنگ نسنجیده ترامپ هم رو به افزایش است. آدام اسمیت نماینده کنگره آمریکا گفت: این جنگ، یک اشتباه عظیم بود؛ ما اصلاً در وضعیت بهتری قرار نداریم. تمام کاری که کردهایم این است که تلاش میکنیم تنگهای را دوباره باز کنیم که از ابتدا باز بود. توهم نتانیاهو و ترامپ این است که با فشار نظامی، ایران، حزبالله و حماس را درهم میشکنند؛ چنین چیزی هرگز اتفاق نخواهد افتاد. برخی نمایندگان دموکرات کنگره با استقبال از مذاکرات با ایران گفتند که درباره هزینههای جنگ پرسش دارند. سناتور کریس کونز با انتقاد از درگیریهایی که آن را بیپروایانه خواند خواستار شفافیت فوری و انتشار متن توافق شده است تا مشخص شود آیا این پیمان واقعاً دستاوردی فراتر از وضعیت پیش از جنگ دارد یا خیر. دموکراتها معتقدند این درگیریِ انتخابی با وجود هزینه سنگین جانی و مالی عملاً آمریکا را به همان نقطه آغازین بازگردانده است و اکنون پرسشهای بیپاسخ بسیاری درباره آینده برنامه هستهای و مسائل منطقهای وجود دارد که باید در مذاکرات آتی شفافسازی شود.
تقلّا برای خروج از جهنمی خودساخته و ذلتبار
نشریه The Free Press با طرح این پرسش که «آیا آمریکا با توافقی بزرگ و پرسود مواجه است یا خروجی ذلتبار از جهنم خودساخته؟!» مینویسد: پیروزی در جنگ با ایران سراب بود. معرفی توافق به عنوان «معامله بزرگ» از سوی دونالد ترامپ، نقطه پایانی بر جنگ چهارماههای است که با توهم تغییر بنیادین ژئوپلیتیک منطقه آغاز شد. ترامپ با اتکا به دکترین مخدوش سرنگونی و سناریوهای متکبرانه، عملیاتی را کلید زد که به ترور رهبر و مقامات ارشد ایران و تخریب بخشی از تاسیسات هستهای آمد، اما در فرجام خود با بنبستی استراتژیک مواجه شد. حاکمیت ایران نه تنها سقوط نکرد، بلکه منسجمتر، رادیکالتر و تهاجمیتر از گذشته هدایت امور را در دست گرفت.
این تفاهمنامه زودهنگام که قرار است روز جمعه امضا شود، صلح پایدار نیست، بلکه یک یادداشت تفاهم اولیه برای چانهزنی ۶۰ روزه است که تمام اهداف اصلی جنگ را معلق میگذارد. تمایل مفرط ترامپ برای خروج از این بحران، کپیبرداری آشکار از مدل شکستخورده ونزوئلا و برجام باراک اوباما است؛ جایی که واشنگتن با آزادسازی دهها میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده و تعلیق تحریمهای تروریسم، عملاً طناب نجاتی ابدی به حاکمیتی اهدا میکند که بقای ایدئولوژیک آن بر پایه جهاد و نابودی آمریکا و اسرائیل استوار است. این رویکرد انفعالی، دستاوردهای پرهزینه نظامی ارتش را به راحتی در بازار معاملات سیاسی حراج میکند.
تداوم درگیری فرسایشی چهارماهه، هزینههای مستقیم سنگینی به بار آورده است. اصابت موشکها و پهپادها به پایگاههای نظامی آمریکا در خلیجفارس، کشته شدن ۱۳ سرباز و مجروحیت صدها تن دیگر، خط بطلانی بر ابهت پوشالی هژمونی سخت غرب کشید. این نبرد نشان داد که برتری تکنولوژیک در برابر تسلیحات ارزانقیمت، پهپادهای انتحاری و مینهای دریایی به شدت شکننده است. بدتر از آن، پذیرش شروط تهران مبنی بر تنظیم و نظارت بر تردد تانکرها در تنگه هرمز تحت عناوین فریبندهای چون «حقالزحمه عبور» یا «هزینههای زیستمحیطی»، به معنای پذیرش رسمی حاکمیت انحصاری ایران بر شریان انرژی جهان و یک شکست راهبردی بیسابقه برای نیروی دریایی آمریکا است.
ایران پیروز شد؛ آمریکا قافیه را باخت
نشریه آمریکایی میافزاید: این خروج ذلتبار، تصویر بینالمللی ایالات متحده را منقبض ساخته و ثابت میکند که ارتش غولپیکر واشنگتن صرفاً یک ویترین نظامی است که توانایی پایداری در برابر دشمنان شهادتطلب را ندارد. حاکمیت ایران ثابت کرد که محاسبات اپوزیسیون، توهمی بیش نبوده است. این بحران فرامنطقهای، خروج آمریکا از خاورمیانه را سرعت میبخشد.
فرجام این معامله پنهان، موازنه قدرت را در خاورمیانه به نفع محور تهران بازآرایی میکند. بازوهای نیابتی شامل حماس در غزه، حزبالله در جنوب لبنان و حوثیها در یمن با دریافت شریانهای مالی جدید، بازسازی تسلیحاتی خود را تسریع خواهند کرد. حماس با بازپسگیری کنترل غزه، طرحهای صلح ترامپ را به بنبست کشانده و حزبالله علیرغم بمبارانهای هوایی، تلفات سنگینی به ارتش اسرائیل تحمیل میکند. کشورهای عربی خلیجفارس با درک پوشالی بودن چتر امنیتی واشنگتن و ترس از قرار گرفتن در موازنه وحشت تهران به عنوان گروگان ژئوپلیتیک، روند توافقات ابراهیم را رها کرده و برای تضمین امنیت خود به سمت مصالحه و دلجویی از تهران حرکت کردهاند. در این میان، زنجیر شدن دست اسرائیل در جبهه شمال توسط ترامپ و مهار حملات آن به بیروت، پاشنه آشیل راهبرد بنیامین نتانیاهو را فاش ساخت؛ رهبری که با قمار روی ترامپ، تلآویو را به یک تحتالحمایه بیاراده و منزوی در افکار عمومی جهان تبدیل کرد. این جنگ فرسایشی اثبات نمود که شروع نبردها همواره آسان است، اما فرجام آنها را میزان تابآوری در برابر دردهای اقتصادی و سیاسی تعیین میکند؛ کارزاری که ایالات متحده در آن قافیه را به سرسختی تهران واگذار کرد.
سراب پیروزی و تحقیر واقعی اسرائیل
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، آرزوی پیروزی بر تهران را سراب دانسته و نوشت: وعدههای پرطمطراق نابودی برنامه هستهای و تغییر رژیم ایران به سرابی تمامعیار تبدیل شده است. حاکمیت تهران همچنان با کارایی مستقر است و هیچ نشانهای از فروپاشی دیده نمیشود. اگرچه تاسیسات هستهای آسیب دیدهاند، اما تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده در دست ایران باقی مانده و بازسازی زیرساختها تنها دو سال زمان میبرد. در کمال شگفتی، صنعت موشکی در فاصله میان عملیاتهای «شیر خروشان» و «شیر غران» تولیدات خود را افزایش داد؛ زرادخانهای که با ضربه به تاسیسات اسرائیلی و آمریکایی، رهگیرهای پدافندی آنها را به شدت تخلیه کرد.
همزمان، بازوهای نیابتی در حال بازسازی قدرتمندانه هستند؛ حماس کنترل نوار غزه را به طور کامل پس گرفته و مانع استقرار نیروهای حافظ صلح میشود، حزبالله در حال تلفات گرفتن از ارتش و تخریب شهرکهای شمالی است، و حوثیها با تسلط بر بابالمندب در کنار انسداد هرمز توسط تهران، اقتصاد جهانی را خفه کردهاند و بیتوجه به تهدیدات ترامپ، امتیاز میگیرند.
روزنامه صهیونیستی افزود: در عرصه دیپلماتیک، واشنگتن با تحقیر کامل، اسرائیل را از مذاکرات با ایران حذف کرده و حتی زمانبندی امضای توافق را پنهان میکند. دیپلماسی عمومی اسرائیل فروپاشیده و در افکار عمومی جهان به عنوان جنگطلبی شناخته میشود که ترامپ را به جنگی غیرضروری کشانده است؛ وضعیتی که به موج بیسابقهای از انزجار و تحریم دامن زده است. با این وجود، نتانیاهو با تکیه بر ترورها، روایتی دروغین از پیروزی میفروشد. او تمام سرمایه خود را روی ترامپ قمار کرد و فراموش نمود که منافع استراتژیک ابرقدرتها روزی جدا میشود. اکنون ترامپ برای توقف جنگ به هر قیمتی تقلا میکند و با متوقف کردن حملات اسرائیل به بیروت و ایران، ضعف نتانیاهو را عریان ساخته است. ترامپ صراحتاً یادآور میشود بدون او، اسرائیل نابود و نتانیاهو در زندان بود.
تنگه هرمز، اهرم مرگبار ایران
سرانجام باید تحلیل اندیشکده انگلیسی چتمهاوس را بازخوانی کرد که میگوید تنگه هرمز به اهرم مرگبار ایران تبدیل شده است: تقابلهای موشکی اخیر ایران و ایالات متحده پس از سرنگونی بالگرد آمریکایی و تهدیدات
۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ ترامپ مبنی بر تصرف جزیره خارک، خاورمیانه را در وضعیت اضطراری «نه جنگ، نه صلح» قرار داده است. اگرچه واشنگتن با ارسال پیامی محرمانه از طریق قطر تاکید کرد این حملات به معنای ازسرگیری جنگ تمامعیار نیست، اما پویایی ژئوپلیتیک خلیجفارس بنیادین دگرگون شده و بازگشت به نظم پیش از ۲۸ فوریه غیرممکن است. دکترین «دفاع پیشدستانه» تهران که بر پایه تهدیدات نیابتی برای مصونیتبخشی به خاک اصلی طراحی شده بود، به بومرنگی استراتژیک تبدیل شد و حاکمیت را وادار ساخت دکترین امنیتی خود را بازتعریف کند.
اهمیت چیرگی بر دو تنگه راهبردی منطقه
چتمهاوس خاطر نشان کرد: حاکمیت ایران، تمرکز خود را بر تنگه هرمز و خلیجفارس معطوف کرده است. مسدود شدن این آبراه حیاتی در جریان جنگ، سدی روانی را شکست و تهران دریافته که این اهرم، وزنهای بیبدیل علیه اقتصاد جهانی است؛ بنابراین بازگشایی هرمز به دلیل نیاز به سازماندهی مجدد زنجیرههای تامین، روندی تدریجی خواهد داشت. اولویت مطلق تهران، ترمیم زیرساختهای هستهای یا نیروی دریایی کلاسیک نیست، بلکه تجدید بنای تاسیسات تولید موشک و پهپاد و متنوعسازی شبکههای تامین جهانی است تا سایه تهدید انسداد هرمز به عنوان ابزاری دائمی بر سر بازارهای مالی حفظ شود. این وضعیت با تهدید صریح حوثیهای یمن برای انسداد آبراه استراتژیک بابالمندب در دریای سرخ علیه خطوط کشتیرانی، ابعاد هولناکتری یافته است. حوثیها نشان دادهاند صرفاً مجری اوامر تهران نیستند و این پتانسیل مخرب ترکیبی، ضربهای مرگبار به شریانهای انرژی جهان وارد خواهد ساخت.