پیام سپاهان

آخرين مطالب

داستانک/ افیون؛ با سرعت به طرف خانه سید دوید فرهنگي

داستانک/ افیون؛ با سرعت به طرف خانه سید دوید
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اعتماد /رضا تازه 12 سالش شده بود که از پیچ کوچه گذشت و وارد کوچه‌ای پهن‌تر شد. هوا داشت تاریک می‌شد اما گرما هنوز کاری بود. اواسط کوچه درِ چوبی کهنه و سبز رنگی را زد. کسی جواب نداد. دوباره در زد. پیرمردی بلندقد و خمیده با شال چروکیده‌ای دور گردن که با آن چربی دور دهان را پاک می‌کرد، در را باز کرد و از لایش گفت:«ها، چیه پسرم، چی می‌خوای؟»
رضا گفت:«سلام سید، پسر آق‌بالام.»
اسکناسی تا شده را به دستش داد. آقا در را بیشتر باز کرد و سر بیرون آورد و دو طرف کوچه را پایید و گفت:«بیا تو ببم، بیا تو.»
مدام خودش را می‌خاراند و به نوک زبان با دندان‌های لق مصنوعی‌اش بازی می‌کرد. رضا وارد خانه شد. خانواده سید روی قالی دور سفره نشسته بودند و آبگوشت می‌خوردند. پسر سید تا رضا را دید با دهان پر از غذا نیشش باز شد، بعد سرش را انداخت پایین و تندتند مشغول لنباندن تلیت شد. سید در پستوی تاریک خانه غیبش زده بود. رضا در انتظار ایستاد و با ناخن چرک‌های زیر ناخن‌های دیگر را درمی‌آورد و زیرچشمی به خانواده آقا نگاه می‌کرد.
رضا داشت پا به 18 سالگی می‌گذاشت که سید از سیاهی پستو بیرون آمد و یک لولِ نایلون‌پیچ را با دقت در جیب پشتی شلوار او جا کرد و گفت: «جخدی برو خونه و به حرفِ اون یاروی توی کوچه هم اصلا گوش نکن.»
رضا دوباره نگاهی به همکلاسی‌اش انداخت و از خانه بیرون زد.
هنوز چند قدمی برنداشته بود که جوان سیاه‌پوشی که پای دیوار کاهگلی روبه‌روی خانه آقا چمبا‌تمه نشسته بود به او اشاره کرد و با صدایی ضعیف گفت:«ببین داداش نترس، بیا جلو کاریت ندارم. منم یه روزی مثل تو سرباز بودم. مردونگی کن و یه ذره ازش بکن و بده به من.»
رضا از ترس جم نمی‌خورد، یادِ حرف سید بود. خواست فرار کند که جوان از پشت اُورکتش را گرفت و گفت:«کجا ؟»
رضا تقلا کرد از چنگش در برود. نتوانست. بالاخره با زدنِ لگدی با پوتین به ساق پای او خودش را خلاص کرد.
بعد از دو سال سربازی از درِ نگهبانی پادگان گذشت و یک ‌نفس به طرف خانه دوید. در تمام راه خانه، ماشین‌ها پشت ‌سر ماشین تزیین شده عروس و داماد بوق می‌زدند و سرنشین‌هایش دست می‌زدند و هلهله می‌کردند. رضا در صندلی عقب کنار عروسش نشسته بود و نُقل‌های سفیدِ ریخته روی موهایش را می‌چید و به دهان می‌گذاشت. 
 غلامرضا 12 سالش بود که پدرش رضا به خانه رسید و وارد حیاط شد. دست در جیب پشتی شلوارش کرد تا لول را دربیاورد و به پدرش بدهد اما جیبش خالی بود. دست در جیب دیگر کرد، آن هم خالی بود. خواست قضیه را به پدرش بگوید اما آق‌بالا، ردا بر دوش و عرقچین بر سر از پای منقل به یک جست بلند شد و امانش نداد. با پس‌گردنی و لگدی به ماتحتش گفت:«تا پیداش نکردی خونه نمی‌آی تخم‌سگِ بی‌دست و ‌پا.»
غلامرضا با سرعت به طرف خانه سید دوید. در ابتدای کوچه نفسی تازه کرد و با احتیاط خودش را به خانه او رساند. جوان همان جای قبلی به دیوار تکیه داده بود. تا چشمش به او افتاد، بُراق شد و گفت:«ها، چیه، چی می‌خوای؟»
غلامرضا گفت:«هیچی» و پشت درِ خانه سید ایستاد. جوان زل زل نگاه می‌کرد. در باز شد، مرد کوچک‌اندام پیری که کتِ گشادی پوشیده بود از خانه بیرون آمد و جوان تندی به دنبالش راه افتاد. غلامرضا زانو به زمین زد و کورمال کورمال بر خاک کوچه دست کشید. ترسیده بود و مدام اطراف را می‌پایید. سایه‌ای نزدیک شد. غلامرضا سعی کرد خودش را مشغول در زدن نشان دهد. سایه گذشت. غلامرضا دوباره مشغول شد. چیزی نگذشت که دستش به لول خورد. آن را محکم در مشت بسته‌اش بوسید. بلند شد، خاکدست‌ها و زانوهایش را تکاند و دوان دوان راهی خانه شد.
درِ خانه باز بود. رضا، ردا بر دوش و عرقچین بر سر مقابل منقل در طارمی به مخده‌ای تکیه داده بود. غلامرضا بدون اینکه به پدرش نگاه کند، لول را نزدیک او بر زمین پرت کرد و از خانه خارج شد و در را محکم پشت سرش بست.
ناصر قادری

لینک کوتاه:
https://www.sepahannews.ir/Fa/News/271459/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

احیای مطالبات زنان از مسیر انتخابات

صنعت ابریشم نمادی از هویت اصیل گیلان است

شناسایی 515 بیمار جدید مبتلا به کرونا ویروس در استان اصفهان

هوای این دو کلان شهر ناسالم است

فراسنج قهرمان لیگ برتر تنیس روی میز مردان

بدهی شرکت صنایع ابریشم را به اقساط بلند مدت تبدیل شود

2 پروژه کشاورزی در کوهدشت به بهره‌برداری رسید

بدهی شرکت صنایع ابریشم به اقساط بلند مدت تبدیل شود

جوی پایدار بر اصفهان حاکم است

نگاه جوانان به انتخابات 1400 در شب چهارم مناظره انتخاباتی ایمنا (تا ساعاتی دیگر)

دریافت نشان عالی روابط عمومی و تقدیر از عملکرد رسانه ای شرکت فولاد مبارکه / بی انصافی ها هم نمی تواند دستاوردهای فولاد مبارکه را زیر سوال ببرد

هوای تهران و اهواز ناسالم است

بستری 12 بیمار جدید مبتلا به کرونا ویروس در مراکز درمانی کاشان

کاهش ابتلای کادر درمان اصفهان به کرونا

افزایش 67 درصدی مستمری مددجویان کمیته امداد در بودجه 1400

با خلاقیت و ابزارهای نوین به دنبال ارائه تصویر واقعی فولاد مبارکه هستیم

نوغان داری، صنعتی نوپا اما سودآور/ تولید سالانه 8 تن پیله ابریشم در خراسان جنوبی

مردم نگران کمبود و افزایش قیمت کالا نباشند

افتتاح خانه صنایع‌دستی بایگ

آخرین اخبار انتخاباتی در اصفهان/ تبلیغات محیطی نامزدهای شوراها زیر سایه گرانی کاغذ

روایتی از افزایش صادرات شرکت‌های نوآور در تحریم/ جذب 7500 دانشگاهی در شهرک صنعتی اصفهان

ریل‌گذاری اقتصادی کشور باید اصلاح شود/به استان‌ها نگاه سیاسی نکنیم

ریل‌گذاری اقتصادی کشور باید اصلاح شود

تزریق 7786 دُز واکسن در شهرستان بهارستان

جلیلی سه شنبه به اصفهان سفر می‌کند

جلیلی سه شنبه به اصفهان سفر میکند

خرید تضمینی 6 هزار و 200 تن محصول از گندم کاران استان اصفهان

اصفهان میزبان مهرواره بین المللی اربعین است

مدیریت مصرف تنها راهکار برون رفت از بحران کم آبی است

لزوم نگاه هوشمندانه تر به مقوله آب و انرژی

ظرفیت پاراتنیس روی میز دیده نشده است

اعلام برنامه ذوب آهن پس از تورنمنت امام رضا (ع)

اصفهان ظرفیت میزبانی رویدادهای بین المللی را دارد

حریق مراتع فریدونشهر مهار شد

آخرین وضعیت ترافیکی خیابان های شهر اصفهان

بزرگترین رویداد استعدادیابی تنیس روی میز را برگزار می کنیم

قدرت کشورها بر مبنای هوش مصنوعی است/ دریافت نشان عالی روابط عمومی توسط فولاد مبارکه

تزریق دوز دوم واکسن کرونا در کاشان به کجا رسید؟

شاعرانه/"بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است" از حافظ شیرازی

صوت/ مثنوی خوانی- قسمت صد و بیست و هفتم- حکایت کور طالب حق/ سوره عبث

از گم‌شده‌ وعده‌های انتخاباتی چه خبر؟

چالش ادبیات کهن با حسین بهرامی در برنامه ایرج نوذری

داستانک/ انسان بااصل و ریشه

شعر خوانی زیبایی از فروغ فرخزاد

دختری که احمد آقا صدایش می‌کنند!

دو خط کتاب/ عشقی که در آن احترام نباشد، عشق نیست

جایزه جهانی «داستان ما و کرونا» تمدید شد

شاعرانه/ "یا رب! این شمعِ دل افروز ز کاشانه‌ی کیست؟" از حافظ

استانداردسازی کتاب‌های الکترونیک در کتابخانه پروژه گوتنبرگ

زندگی نامه «ویلیام فاکنر» برنده نوبل ادبیات